هم‌زمانی فیزیولوژیکی در درمان زوجی (PDC) - psyworkshops

هم‌زمانی فیزیولوژیکی در درمان زوجی (PDC)

دانلود مقاله زبان اصلی: entropy-24-00517.pdf

بررسی هم‌زمانی فیزیولوژیکی در درمان زوجی از طریق هم‌انسجامی جهت‌دار جزئی (PDC)

هم‌زمانی فیزیولوژیکی درمان زوجی خلاصه روش Partial Directed Coherence (PDC) :


این مطالعه به تحلیل هم‌زمانی فیزیولوژیکی در طول درمان زوجی پرداخته و از PDC برای اندازه‌گیری تعاملات فیزیولوژیکی استفاده کرده است. نتایج نشان می‌دهند که هم‌زمانی بین ضربان قلب شرکا با کیفیت اتحاد درمانی و ساخت معنای مشترک مرتبط است و نقش حیاتی در درک عمیق‌تر فرایند درمان ایفا می‌کند.

مطالعه هم‌زمانی فیزیولوژیکی در درمان زوجی با استفاده از هم‌انسجامی جهت‌دار جزئی (PDC): ارتباط با اتحاد درمانی و ساخت معنای مشترک
(Studying Physiological Synchrony in Couple Therapy through Partial Directed Coherence: Associations with the Therapeutic Alliance and Meaning Construction)
نویسندگان:
Evrinomy Avdi, Evangelos Paraskevopoulos, Christina Lagogianni, Panagiotis Kartsidis, Fotis Plaskasovitis
منتشر شده در: Entropy, 2022, Volume 24, Article 517


🟧 چکیده (Abstract)

در راستای تأکید روزافزون بر نقش تجسد، هیجان و فرآیندهای ناآگاهانه در روان‌درمانی، مطالعات اخیر به بررسی نقش هم‌زمانی فیزیولوژیکی در فرآیند و پیامد روان‌درمانی پرداخته‌اند. این مطالعه با هدف معرفی روش Partial Directed Coherence (PDC) به عنوان روشی نوین برای سنجش هم‌زمانی فیزیولوژیکی و بررسی کاربرد آن در فهم بهتر تعاملات زوج‌درمانی انجام شده است. طراحی پژوهش از نوع تک‌موردی، ترکیبی (کمی‌-‌کیفی) است و هم‌زمانی فیزیولوژیکی یک زوج در جلسات درمان با اتحاد درمانی و تحلیل روایی از ساخت معنای مشترک مقایسه شده است.


🟨 مقدمه

روان‌درمانی شامل فرآیندهای ضمنی و آشکار است. هم‌زمانی فیزیولوژیکی بین زوج‌ها به عنوان یکی از ابعاد تعاملات ضمنی مطرح شده است که می‌تواند نقش مهمی در ساخت پیوند و اتحاد درمانی ایفا کند. هم‌زمانی به معنای هم‌نوسانی زمانی رفتار یا حالات درونی افراد در تعاملات اجتماعی است. این هم‌نوسانی می‌تواند از طریق حرکت بدن، تُن صدا، حالت چهره، و… آشکار شود.


🟨 روش تحقیق

  • طرح: تک‌موردی با روش ترکیبی

  • نمونه: یک زوج در فرآیند زوج‌درمانی

  • ابزار: ثبت مداوم شاخص فیزیولوژیکی HRV (ضربان قلب)، محاسبه هم‌زمانی با روش PDC

  • جلسات مورد بررسی: جلسه سوم و ماقبل آخر

  • تحلیل: ترکیب تحلیل هم‌زمانی فیزیولوژیکی با تحلیل روایتی ساخت معنای مشترک و سنجش اتحاد درمانی


🟨 یافته‌ها

  • هم‌زمانی فیزیولوژیکی در طول جلسه به طور پویا تغییر می‌کند.

  • PDC توانست لحظاتی از هم‌نوسانی عمیق بین زوجین را شناسایی کند.

  • این لحظات اغلب با پیشرفت در اتحاد درمانی و یا ساخت معنای مشترک هم‌زمان بودند.

  • بین لایه‌های ضمنی (هم‌نوسانی فیزیولوژیکی) و آشکار (گفت‌وگوها) هم‌پوشانی دیده شد.

  • نشان داده شد که هم‌نوسانی می‌تواند نشانگر کیفی از تعامل موفق و پیوند احساسی باشد.


🟨 بحث

یافته‌ها از این فرضیه حمایت می‌کنند که هم‌زمانی در سطوح فیزیولوژیکی می‌تواند بازتابی از اتحاد درمانی و فرآیند تغییر در زوج‌درمانی باشد. PDC به عنوان یک روش نوین، مزیت‌هایی نسبت به روش‌های سنتی دارد، زیرا می‌تواند جهت تأثیرگذاری بین افراد را نیز مدل‌سازی کند. نتایج به اهمیت درک چندلایه‌ای از تعاملات بین‌فردی در روان‌درمانی اشاره دارند.


🟩 نتیجه‌گیری

هم‌نوسانی فیزیولوژیکی بین زوجین در جلسات روان‌درمانی می‌تواند شاخصی از پیوند عاطفی، اتحاد درمانی و ساخت معنای مشترک باشد. استفاده از روش‌هایی مانند PDC می‌تواند درک دقیق‌تری از فرآیندهای درمانی فراهم کند. پیشنهاد می‌شود که مطالعات آینده از این روش در نمونه‌های وسیع‌تری استفاده کنند.


🟩 منابع (References)

  • Koole, S.L., Tschacher, W. (2016). Synchrony in psychotherapy: A review and an integrative framework.

  • Greenberg, L.S. (2002, 2010). Emotion-focused therapy theory and practice.

  • Tschacher, W., Rees, G.M., Ramseyer, F. (2014). Nonverbal synchrony and affect in dyadic interactions.

  • Ramseyer, F., Tschacher, W. (2011). Nonverbal synchrony in psychotherapy: Coordinated body movement reflects relationship quality and outcome.

  • Butler, E.A. (2015). Interpersonal affect dynamics: It takes two (and time) to tango.

  • Wiltermuth, S.S., Heath, C. (2009). Synchrony and cooperation.

  • Montague, P.R., et al. (2002). Hyperscanning: Simultaneous fMRI during linked social interactions.

  • و همچنین مقالاتی از پایگاه‌های علمی مانند PubMed، ScienceDirect و Google Scholar.

✅ ترجمه صفحه اول مقاله​

نویسندگان:
Evrinomy Avdi، Evangelos Paraskevopoulos، Christina Lagogianni، Panagiotis Kartsidis، Fotis Plaskasovitis

چکیده (Abstract):
همگام با افزایش توجه به نقش بدن‌مندی، هیجان و فرآیندهای ضمنی در روان‌درمانی، مطالعات متعددی به بررسی نقش هم‌زمانی فیزیولوژیکی در فرآیند و نتیجه درمان پرداخته‌اند. این مطالعه با هدف معرفی رویکردی نو به نام انسجام جهت‌دار جزئی (Partial Directed Coherence – PDC) برای محاسبه هم‌زمانی روان‌فیزیولوژیک، و بررسی قابلیت آن در فهم بهتر فرآیند درمان طراحی شده است.

مطالعه حاضر با طرح تک‌موردی و روش ترکیبی، هم‌زمانی فیزیولوژیکی در یک زوج‌درمانی را در ارتباط با اتحاد درمانی و تحلیل روایت‌محور ساخت معنا در جلسات بررسی می‌کند.

هم‌زمانی فیزیولوژیکی بین‌فردی (IPS) با استفاده از شاخصی فیزیولوژیکی مشتق‌شده از تنوع ضربان قلب (HRV) و از طریق رویکرد مبتنی بر بازه‌های زمانی، محاسبه شده است. اندازه‌گیری‌ها در جلسه سوم و جلسه ماقبل آخر انجام شده‌اند.

تحلیل ترکیبی ما نشان می‌دهد که PDC قادر به شناسایی لحظات معنادار هم‌زمانی فیزیولوژیکی درون و بین جلسات بوده، و ویژگی‌های تعامل بین‌فردی و تأثیر درمان بر پویایی تعاملات را مدل‌سازی کرده است. یافته‌ها نشانگر تعامل پیچیده بین سطوح آشکار و ضمنی در روابط درمانی هستند و حاکی از آن‌اند که گنجاندن تحلیل‌های فیزیولوژیکی می‌تواند به درک بهتر فرآیندهای تعاملی در روان‌درمانی کمک کند.

واژگان کلیدی: هم‌زمانی فیزیولوژیکی، ضربان قلب، اتحاد درمانی، فرآیند روان‌درمانی، زوج‌درمانی

✅ ترجمه صفحه اول مقاله​

نویسندگان:
Evrinomy Avdi، Evangelos Paraskevopoulos، Christina Lagogianni، Panagiotis Kartsidis، Fotis Plaskasovitis

چکیده (Abstract):
همگام با افزایش توجه به نقش بدن‌مندی، هیجان و فرآیندهای ضمنی در روان‌درمانی، مطالعات متعددی به بررسی نقش هم‌زمانی فیزیولوژیکی در فرآیند و نتیجه درمان پرداخته‌اند. این مطالعه با هدف معرفی رویکردی نو به نام انسجام جهت‌دار جزئی (Partial Directed Coherence – PDC) برای محاسبه هم‌زمانی روان‌فیزیولوژیک، و بررسی قابلیت آن در فهم بهتر فرآیند درمان طراحی شده است.

مطالعه حاضر با طرح تک‌موردی و روش ترکیبی، هم‌زمانی فیزیولوژیکی در یک زوج‌درمانی را در ارتباط با اتحاد درمانی و تحلیل روایت‌محور ساخت معنا در جلسات بررسی می‌کند.

هم‌زمانی فیزیولوژیکی بین‌فردی (IPS) با استفاده از شاخصی فیزیولوژیکی مشتق‌شده از تنوع ضربان قلب (HRV) و از طریق رویکرد مبتنی بر بازه‌های زمانی، محاسبه شده است. اندازه‌گیری‌ها در جلسه سوم و جلسه ماقبل آخر انجام شده‌اند.

تحلیل ترکیبی ما نشان می‌دهد که PDC قادر به شناسایی لحظات معنادار هم‌زمانی فیزیولوژیکی درون و بین جلسات بوده، و ویژگی‌های تعامل بین‌فردی و تأثیر درمان بر پویایی تعاملات را مدل‌سازی کرده است. یافته‌ها نشانگر تعامل پیچیده بین سطوح آشکار و ضمنی در روابط درمانی هستند و حاکی از آن‌اند که گنجاندن تحلیل‌های فیزیولوژیکی می‌تواند به درک بهتر فرآیندهای تعاملی در روان‌درمانی کمک کند.

واژگان کلیدی: هم‌زمانی فیزیولوژیکی، ضربان قلب، اتحاد درمانی، فرآیند روان‌درمانی، زوج‌درمانی

✅ ترجمه صفحه ۳ مقاله​

هم‌زمانی در تعامل انسانی، نشانه‌ای از تنظیم متقابل و اتصال بین‌فردی است. هم‌زمانی فیزیولوژیکی بین‌فردی (IPS) اغلب در زمینه‌هایی مانند تعامل والد-نوزاد، زوج‌ها، و همچنین جلسات روان‌درمانی بررسی شده است.

مطالعات نشان داده‌اند که سطوح بالاتر IPS می‌تواند با تجربه اتحاد درمانی قوی‌تر و پیامدهای درمانی مثبت‌تر همراه باشد، اگرچه این نتایج در همه موارد یکسان نیستند.

هم‌زمانی فیزیولوژیکی می‌تواند بازتابی از تنظیم هیجانی، احساس امنیت، یا مشارکت مشترک باشد. در روان‌درمانی، IPS می‌تواند شاخصی برای ارزیابی کیفیت تعامل بین درمانگر و مراجع یا بین زوج‌ها باشد.

با این حال، بررسی دقیق IPS و رابطه آن با فرایند روان‌درمانی نیازمند روش‌هایی است که بتوانند پویایی‌های پیچیده و متقابل تعامل را در نظر بگیرند.

یکی از این روش‌ها، انسجام جهت‌دار جزئی (PDC) است که به‌جای همبستگی صرف، به انتقال اطلاعات و تعامل علّی بین سیگنال‌ها توجه دارد.


✅ ترجمه صفحه ۴ مقاله

۲. مواد و روش‌ها

۲.۱. طراحی مطالعه

این مطالعه از نوع مطالعه موردی واحد با رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) است. داده‌ها شامل اندازه‌گیری‌های فیزیولوژیکی (HRV)، پرسش‌نامه اتحاد درمانی، و داده‌های گفت‌وگومحور جلسات زوج‌درمانی بودند.

۲.۲. شرکت‌کنندگان

زوجی که در این مطالعه شرکت کردند، شامل یک زن و مرد در دهه چهارم زندگی خود بودند که به دلیل مشکلات در ارتباط و فاصله عاطفی در ازدواج خود، به دنبال زوج‌درمانی بودند. این زوج با دو درمانگر (زن و مرد) در یک ساختار تیمی کار می‌کردند.

۲.۳. پروتکل درمانی

درمان در قالب گفت‌وگوی باز (Open Dialogue) و مدل زوج‌درمانی هیجان‌محور انجام شد و شامل ۱۲ جلسه بود. برای این تحقیق، جلسه سوم و جلسه ماقبل آخر انتخاب شدند.

۲.۴. جمع‌آوری داده‌های فیزیولوژیکی

سیگنال‌های HRV از هر چهار شرکت‌کننده در جلسات منتخب ثبت شدند. از سنسورهای پوشیدنی استفاده شد و نرخ نمونه‌برداری ۲۵۶ هرتز بود.

✅ ترجمه صفحه ۵ مقاله​

۲.۵. تحلیل انسجام جهت‌دار جزئی (PDC)

برای تحلیل داده‌های فیزیولوژیکی، از رویکرد انسجام جهت‌دار جزئی (Partial Directed Coherence – PDC) استفاده شد. این روش بر مبنای مدل‌های خودرگرسیون برداری (VAR) بنا شده و توانایی تشخیص جهت تأثیر بین سیگنال‌ها را دارد.

PDC می‌تواند جهت و قدرت جریان اطلاعات بین دو یا چند سیگنال فیزیولوژیکی را در طی زمان مشخص کند.
در این مطالعه، هم‌زمانی بین هر زوج ترکیبی از شرکت‌کنندگان (زن-شوهر، زن-درمانگر زن، مرد-درمانگر مرد، و غیره) محاسبه شد.

۲.۶. تحلیل اتحاد درمانی و ساخت معنا

شرکت‌کنندگان در پایان هر جلسه، مقیاس اتحاد درمانی را پر کردند (Working Alliance Inventory – Short Form).
همچنین، نسخه‌های نوشتاری از جلسات مورد تحلیل روایت‌محور قرار گرفت تا لحظات کلیدی ساخت معنا و تبادل تجربیات شناسایی شود. این تحلیل با استفاده از کدگذاری نظری در چارچوب تحلیل محتوا انجام شد.


✅ ترجمه صفحه ۶ مقاله

۳. نتایج

۳.۱. جلسه سوم

در جلسه سوم، میان زن و شوهر، سطح متوسطی از PDC مشاهده شد. هم‌زمانی بالایی بین مرد و درمانگر مرد گزارش شد که به‌ویژه در بخش‌هایی که مرد در مورد ناامیدی‌های خود صحبت می‌کرد، چشمگیر بود.

تحلیل روایت نشان داد که در این جلسه، تمرکز بر بیان احساسات اولیه و آغاز ساخت معنا پیرامون ریشه‌های تنش در رابطه بود.
در پرسش‌نامه اتحاد درمانی، هر دو درمانگر و زوجین سطح متوسطی از اتحاد را گزارش کردند.

۳.۲. جلسه ماقبل آخر

در این جلسه، افزایش قابل توجهی در هم‌زمانی بین زن و شوهر مشاهده شد. همچنین، بین هر یک از مراجعان و درمانگران هم‌زمانی بیشتری نسبت به جلسه سوم وجود داشت.

روایت جلسات نشان داد که زوجین به سطح بالاتری از درک متقابل و پردازش تجربیات گذشته رسیده بودند.
اتحاد درمانی نیز در این جلسه توسط همه شرکت‌کنندگان در سطح بالا گزارش شد.

✅ ترجمه صفحه ۷ مقاله​

۳.۳. مقایسه بین جلسات

مقایسه بین جلسه سوم و ماقبل آخر نشان داد:

  • هم‌زمانی فیزیولوژیکی (IPS) به‌طور کلی در جلسه ماقبل آخر بالاتر بود.

  • زوجین در پایان درمان سطح بالاتری از اتحاد درمانی و مشارکت در ساخت معنا را تجربه کردند.

  • در بخش‌هایی از جلسه که اوج هم‌زمانی فیزیولوژیکی ثبت شد، معمولاً لحظات کلیدی تجربه هیجانی، پذیرش، و درک متقابل دیده می‌شد.

این یافته‌ها با فرضیه اولیه مطالعه همسو بودند: یعنی هم‌زمانی فیزیولوژیکی می‌تواند بازتابی از تعاملات درمانی مؤثر و عمیق باشد.


✅ ترجمه صفحه ۸ مقاله

۴. بحث

این مطالعه نشان می‌دهد که انسجام جهت‌دار جزئی (PDC) می‌تواند ابزار ارزشمندی برای تحلیل هم‌زمانی فیزیولوژیکی در روان‌درمانی باشد.

یافته‌ها تأیید می‌کنند که افزایش IPS در جلساتی که زوجین به سطح عمیق‌تری از تجربه هیجانی و ساخت معنا رسیده‌اند، بیشتر بوده است.
همچنین، هم‌زمانی فیزیولوژیکی نه‌تنها بین مراجعان، بلکه بین مراجع و درمانگر نیز معنادار بود.

این نتایج با نظریه‌های موجود درباره نقش بدن‌مندی، هیجان و هم‌تنظیمی (co-regulation) در درمان همخوان هستند.
IPS می‌تواند به‌عنوان شاخصی از پیوند ضمنی (implicit alliance) بین افراد عمل کند و اطلاعاتی را فراهم آورد که فراتر از ارزیابی‌های خود-گزارش‌شده است.

✅ ترجمه صفحه ۹ مقاله​

🔹 تبیین یافته‌ها

هم‌زمانی فیزیولوژیکی، به‌ویژه در لحظات مهم تعامل هیجانی، می‌تواند بازتابی از هماهنگی درونی و پیوند ضمنی بین افراد باشد.

در این مطالعه، هم‌زمانی بالا اغلب با لحظاتی همراه بود که در آن زوجین احساسات آسیب‌پذیر خود را بیان کرده یا به هم پاسخ عاطفی داده‌اند.
این هم‌زمانی ممکن است به‌عنوان نشانه‌ای از تنظیم هیجان مشترک (coregulation) و هم‌دلی غیرکلامی باشد.

تحلیل کیفی جلسات نشان داد که تجربه اشتراکی، استفاده از زبان همدلانه، و شنیدن فعال در لحظاتی که هم‌زمانی فیزیولوژیکی بالا بود، نقش مهمی ایفا می‌کردند.
این یافته‌ها با پژوهش‌های قبلی که بر اهمیت رفتارهای هماهنگ غیرکلامی و فیزیولوژیکی تأکید کرده‌اند، هم‌راستاست.


✅ ترجمه صفحه ۱۰ مقاله

🔹 قدرت و محدودیت‌ها

قدرت‌های مطالعه:

  • استفاده از روش تحلیل جدید (PDC) برای بررسی هم‌زمانی فیزیولوژیکی

  • ترکیب داده‌های کمی (فیزیولوژیکی) و کیفی (تحلیل روایت)

  • بررسی دقیق جلسات خاص در یک فرآیند درمانی واقعی

محدودیت‌ها:

  • طراحی مطالعه موردی واحد، که قابلیت تعمیم نتایج را محدود می‌کند

  • محدود بودن جلسات مورد تحلیل به دو جلسه

  • استفاده از HRV به‌تنهایی به‌عنوان شاخص فیزیولوژیکی (عدم اندازه‌گیری هم‌زمان تنفس، رسانایی پوست و…)

پیشنهاد می‌شود در مطالعات آتی، طراحی‌های گسترده‌تر و نمونه‌های متنوع‌تری مورد استفاده قرار گیرد و اندازه‌گیری‌های چندوجهی فیزیولوژیکی ترکیب شوند.

✅ ترجمه صفحه ۱۱ مقاله​

🔹 پیامدهای بالینی

یافته‌های این مطالعه پیامدهای مهمی برای عمل بالینی دارند. به‌ویژه:

  1. اهمیت توجه به سطوح ضمنی تعامل:
    درمانگران باید بدانند که بخش زیادی از تعاملات درمانی در سطح غیرکلامی و فیزیولوژیکی رخ می‌دهد.
    تنظیم هیجانات، ایجاد احساس امنیت، و تقویت پیوند بین‌فردی، همه در این سطح انجام می‌شود.

  2. پتانسیل کاربرد ابزارهای فیزیولوژیکی:
    ابزارهایی مثل اندازه‌گیری HRV و تحلیل PDC می‌توانند به درمانگران در شناخت لحظات بحرانی یا تقویت‌شده در جلسه کمک کنند.
    البته، استفاده از این ابزارها مستلزم رعایت اصول اخلاقی و حساسیت به حریم خصوصی مراجعان است.

  3. تقویت اتحاد درمانی از طریق توجه به بدن‌مندی:
    درمانگرانی که نشانه‌های بدنی و هم‌زمانی فیزیولوژیکی را درک می‌کنند، بهتر می‌توانند تنظیم هیجانی و همدلی را در جلسات مدیریت کنند.


✅ ترجمه صفحه ۱۲ مقاله

🔹 نتیجه‌گیری

این مطالعه نشان داد که انسجام جهت‌دار جزئی (PDC) می‌تواند ابزار نویدبخشی برای بررسی هم‌زمانی فیزیولوژیکی در روان‌درمانی باشد.
یافته‌ها تأکید می‌کنند که سطوح ضمنی ارتباط (مثل IPS) با فرایندهای درمانی معنادار مانند اتحاد، ساخت معنا، و تحول هیجانی همبسته هستند.

استفاده از چنین تحلیل‌هایی می‌تواند شناخت ما از پویایی‌های تعامل انسانی را افزایش داده و به طراحی مداخلات درمانی مؤثرتر کمک کند.

در عین حال، لازم است که مطالعات آینده با نمونه‌های بزرگ‌تر، طرح‌های مقایسه‌ای، و روش‌های فیزیولوژیکی متنوع‌تر انجام شود تا پایداری و قابلیت تعمیم این یافته‌ها تأیید گردد.


✅ ترجمه صفحه ۱۳ مقاله (پایانی)

🔹 منابع (انتخابی از مقاله):

  1. Koole, S.L. & Tschacher, W. (2016). Theoretical models of interpersonal synchrony.

  2. Ramseyer, F. & Tschacher, W. (2011). Nonverbal synchrony in psychotherapy.

  3. Marci, C.D. & Orr, S.P. (2006). Physiologic synchrony and empathic accuracy.

  4. Schiepek, G. et al. (2016). Real-time monitoring of psychotherapy.

  5. Kleinbub, J.R. (2017). State of the art of interpersonal physiology in psychotherapy.

  6. Avdi, E. et al. (2021). Co-construction of meaning in couple therapy.

  7. Tschacher, W., Rees, G.M., & Ramseyer, F. (2014). Nonverbal synchrony and therapy outcome.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پس زمینه پایین صفحه

© 2026 Copy Rights

• تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به تیم psyworkshops.ir می باشد.

لوگو سایت