زوج‌درمانی هیجان‌محور: دیدگاه درمانگران آموزش‌دیده با تجربه - psyworkshops

زوج‌درمانی هیجان‌محور: دیدگاه درمانگران آموزش‌دیده با تجربه

دانلود مقاله: J Marital Family Therapy – 2021 – Kailanko – Somatic experience of emotion in EFT

 تجربه جسمانی هیجان در زوج‌درمانی هیجان‌محور: دیدگاه درمانگران آموزش‌دیده با تجربه


خلاصه:


این مطالعه کیفی به بررسی دیدگاه‌ها و تجربه‌های هشت درمانگر آموزش‌دهنده EFT درباره نقش «تجربه جسمانی هیجان» در جلسات زوج‌درمانی می‌پردازد. با استفاده از مصاحبه‌های عمیق و تحلیل پدیدارشناسی تفسیری، سه مضمون اصلی شناسایی شد:
۱) اهمیت تجربه جسمانی هیجان،
۲) نحوه استفاده درمانگر از تجربه‌های جسمانی خود در جلسه،
۳) شیوه تعامل با تجربه‌های جسمانی مراجعان.
یافته‌ها نشان می‌دهد که تمرکز بر هیجان‌های جسمانی می‌تواند به عمق تجربه هیجانی و اثرگذاری EFT کمک کند.

خلاصه ترجمه صفحات مقاله

📄 صفحه ۱

🔹 معرفی مقاله و چکیده

  • بررسی نقش تجربه‌های جسمانی هیجان در جلسات EFT

  • استفاده از تحلیل پدیدارشناسی تفسیری برای تحلیل مصاحبه‌های عمیق با ۸ درمانگر آموزش‌دیده EFT

  • سه مضمون اصلی: اهمیت تجربه جسمانی، استفاده از تجربه بدنی درمانگر، و کار با بدن مراجع

  • نتیجه: توجه به تجربه جسمانی، فرایند EFT را تعمیق می‌بخشد.


📄 صفحه ۲

🔹 چارچوب نظری

  • EFT رویکردی تجربی و نظام‌مند مبتنی بر دلبستگی است

  • هیجان‌ها با نشانه‌های بدنی همراه‌اند (مثلاً تپش قلب، لرزش، اشک)

  • اهمیت «درون‌نگری» (interoception) و فلسفه پدیدارشناسی در فهم بدن

  • ارجاع به مرلو-پونتی و جندلین درباره «حس درونی» (felt sense)


📄 صفحه ۳

🔹 نقش «حضور درمانگر»

  • حضور درمانگر یعنی توجه به تجربه لحظه‌ای خود در جلسه

  • درمانگران با استفاده از لحن صدا، زبان بدن و همدلی، عمق تجربه مراجع را افزایش می‌دهند

  • تحقیقات نشان می‌دهند که حضور هیجانی درمانگر باعث تجربه هیجانی عمیق‌تر در مراجعان می‌شود


📄 صفحه ۴

🔹 کار با تجربه جسمانی در EFT

  • EFT اغلب از «تشدید هیجان» استفاده می‌کند که با بدن پیوند دارد

  • دسترسی به ترس‌ها و اشتیاق‌های دلبستگی‌محور از طریق تجربه بدنی

  • ارجاع به تحقیقات قبلی کیلانکو و همکاران درباره نقش مداخلات جسمانی در EFT


📄 صفحه ۵

🔹 یافته‌های مضمون اول: اهمیت تجربه‌های جسمانی

  • تجربه‌های بدنی نشانه‌ای از هیجان‌های عمیق‌اند

  • این نشانه‌ها راه‌هایی برای ورود به لحظه‌های تحول در جلسات هستند

  • زبان بدن، راهی برای شناسایی احساسات پنهان در مراجع است


📄 صفحه ۶

🔹 یافته‌های مضمون دوم: استفاده از تجربه بدنی درمانگر

  • درمانگران بدن خود را ابزار دریافت و درک هیجان‌های جلسه می‌دانند

  • نشانه‌های جسمانی مانند گرفتگی قفسه سینه یا لرزش در بدن، آن‌ها را به هیجان‌های پنهان راهنمایی می‌کند

  • این تجربه‌ها به تنظیم جلسات و تصمیم‌گیری درباره جهت گفت‌وگو کمک می‌کنند


📄 صفحه ۷

🔹 یافته‌های مضمون سوم: کار با بدن مراجع

  • درمانگران از سؤالات بدنی و بازتاب علائم جسمی برای ورود به هیجان استفاده می‌کنند

  • تجربه‌های جسمانی مثل «بغض»، «یخ زدن»، یا «فشار در قفسه سینه» سرنخ‌های کلیدی هستند

  • توجه به بدن موجب عمق بیشتر، درک و همدلی بین شرکا می‌شود


📄 صفحه ۸

🔹 بحث و تحلیل

  • تجربه جسمانی بخشی از تجربه هیجانی است و نقش کلیدی در EFT دارد

  • حضور درمانگر و هماهنگی با تجربه‌های بدنی خودش و مراجع، تجربه‌ای اصیل و درمانی ایجاد می‌کند

  • زبان بدن ابزاری برای دسترسی به لایه‌های عمیق‌تر از هیجان است


📄 صفحه ۹

🔹 کاربردهای بالینی

  • آموزش درمانگران برای آگاهی از بدن خود و استفاده از آن در درمان

  • استفاده فعال از بدن مراجعان برای هدایت فرایند

  • تمرکز بر زبان بدنی برای افزایش همدلی و دلبستگی بین زوج‌ها

  • EFT ذاتاً هیجانی-بدنی است و تأکید بر بدن آن را مؤثرتر می‌کند


📄 صفحه ۱۰

🔹 محدودیت‌ها و پیشنهادها

  • تعداد محدود شرکت‌کنندگان و تنوع کم جمعیت‌شناختی

  • اتکای پژوهش بر گزارش‌های ذهنی و احتمال سوگیری

  • پیشنهاد پژوهش‌های گسترده‌تر، کمی، و تجربی‌تر درباره تجربه‌های جسمانی در EFT


📄 صفحه ۱۱

🔹 نتیجه‌گیری

  • تجربه جسمانی هیجان نقش حیاتی در EFT دارد

  • توجه به بدن درمانگر و مراجعان به تعمیق تجربه هیجانی کمک می‌کند

  • EFT می‌تواند با افزودن رویکردهای مبتنی بر بدن، مؤثرتر و کامل‌تر شود

  • پیشنهاد توسعه آموزش و ابزارهای بدنی در EFT


📄 صفحه ۱۲ تا پایان

🔹 منابع (References)

  • بیش از ۲۰ منبع علمی که از پژوهش‌های EFT، نظریه دلبستگی، تجربه‌های بدنی، فلسفه پدیدارشناسی و روان‌درمانی‌های مبتنی بر هیجان و بدن پشتیبانی می‌کنند.

  • نویسندگانی چون: جانسون، گرینبرگ، جندلین، مرلو-پونتی، شور، بوچی، سیگل، بیبی، و …

ترجمه کامل صفحات مقاله

صفحه ۱

مقاله پژوهشی اصلی
تجربه جسمانی هیجان در زوج‌درمانی هیجان‌محور: دیدگاه‌ها و تجربه‌های درمانگران آموزش‌دیده با تجربه

نویسندگان:


ساری کیلانکو (کارشناسی ارشد)، استفنی آ. ویبه (دکترای روان‌شناسی)، جورجیو آ. تاسکا (دکترای روان‌شناسی)، آارنو آ. لایتیلا (دکترای روان‌شناسی)، رابرت آلن (دکترای روان‌شناسی)

© ۲۰۲۱ نویسندگان. این مقاله تحت مجوز Creative Commons Attribution منتشر شده و اجازه استفاده، توزیع و بازتولید آن در هر قالبی با ذکر منبع آزاد است.


چکیده


به طور کلی، برانگیختگی هیجان‌ها اغلب به‌صورت تجربه‌ای جسمانی در بدن احساس و ابراز می‌شود. در زوج‌درمانی هیجان‌محور (EFT)، عمیق شدن تجربه هیجانی امکان تغییر درمانی را فراهم می‌کند. این پژوهش به بررسی تجربه‌های هشت درمانگر آموزش‌دهنده و باتجربه EFT درباره تجربه‌های جسمانی آن‌ها در کار با زوج‌ها می‌پردازد.

با استفاده از تحلیل پدیدارشناسی تفسیری روی مصاحبه‌های عمیق پیاده‌سازی‌شده، داده‌های این پژوهش سه مضمون اصلی را بازتاب داد که تجربه‌های درمانگران در کار با تجربه‌های جسمانی خود و مراجعان‌شان را توصیف می‌کرد:
۱) اهمیت و ارتباط تجربه‌های جسمانی،
۲) استفاده درمانگران از تجربه‌های جسمانی خود،
۳) کار با تجربه‌های جسمانی مراجعان.

یافته‌ها نشان می‌دهد که درمانگران بر تجربه‌های جسمانی خود و زوج‌ها تمرکز دارند و درمانگران EFT می‌توانند از یک نقشه راه برای تمرکز بهتر بر تجربه‌های جسمانی استفاده کنند تا تأکید بر تجربه هیجانی حفظ شود.

کلیدواژه‌ها:


زوج‌درمانی، EFT، درم

ان هیجان‌محور، تجربه، جسمانی

🔹 صفحه ۱ (ادامه ترجمه):

 

Emotionally Focused Couple Therapy (EFT; Johnson, 2004, 2020)
زوج‌درمانی هیجان‌محور (EFT؛ جانسون، ۲۰۰۴، ۲۰۲۰) یک درمان تجربی و نظام‌مند است که بر تجربه‌های مرتبط با دلبستگی هیجانی هر یک از شرکای رابطه در یک زوج تمرکز دارد. این درمان تلاش می‌کند برای هر یک از شرکا در جلسه، تجربه‌ای عمیق از هیجان فراهم کند؛ تجربه‌ای که زمینه‌ساز تغییر و اشتراک‌گذاری از طریق «اجرای مجدد» (enactments) است و تعامل زوجین و احساس پیوند هیجانی امن بین آن‌ها را تقویت می‌کند (پالمر و جانسون، ۲۰۰۲).

با این‌که تجربه جسمانی هیجان بخش کلیدی تجربه هیجانی است، اما در ادبیات EFT توجه اندکی به آن شده است (برای مثال، آلن و همکاران، ۲۰۱۵). هدف این مطالعه، بررسی نحوه توصیف تجربه‌ها و دیدگاه‌های درمانگران آموزش‌دهنده و باتجربه EFT درباره پدیده‌های جسمانی در کار درمانی آن‌هاست. این پژوهش می‌تواند بینش جدیدی درباره تجربه جسمانی هیجان در زوج‌درمانی EFT فراهم کند و به درمانگران کمک نماید تا در تسهیل احساسات عمیق‌تر و تجربه‌های جسمانی شرکا، حمایت مؤثرتری ارائه دهند.


🔹 تجربه جسمانی هیجان

در درمان‌های تجربی، برانگیختگی هیجانی متوسط تا شدید به‌عنوان مؤلفه‌ای ضروری در فرایند تغییر در نظر گرفته می‌شود. بنابراین، هدف درمانگر این است که برانگیختگی هیجان را تسهیل کند، اما نه آن‌قدر که باعث ازهم‌گسیختگی روانی شود (گرینبرگ، ۲۰۱۵). هنگامی‌که مراجعان در روان‌درمانی هیجان را تجربه می‌کنند، واکنش‌های فیزیولوژیکی متناظری در بدن آن‌ها روی می‌دهد (یونگ و همکاران، ۲۰۱۷).
خودآگاهی نسبت به وضعیت‌های درونی بدن، یا به‌عبارتی «درون‌نگری» (interoception)، نقش مهمی در تجربه هیجان دارد. پژوهش یونگ و همکاران (۲۰۱۷) الگوهای مشخصی از حس‌های بدنی مرتبط با هیجان‌هایی مانند ترس، خشم و غم را شناسایی کرده است. در نتیجه، هیجان را می‌توان حالت درونی و ذهنی فرد به همراه واکنش‌های فیزیولوژیکی غیرارادی توصیف کرد.

به‌طور هم‌زمان، برخی پژوهشگران حوزه روان‌درمانی از تمرکز صرف بر شیوه‌های زبانی ارتباط فاصله گرفته و روش‌های ارتباط عاطفی و جسمانی را در جلسات درمانی وارد کرده‌اند، از جمله در درمان زوجین (لایتیلا و همکاران، ۲۰۱۸؛ نیمن-سالونن و همکاران، ۲۰۲۰؛ سیکولا و همکاران، ۲۰۱۸).
ریشه‌های مداخلات درمانی مبتنی بر جسمانیت را می‌توان در پژوهش‌های جندلین (Gendlin) یافت (۱۹۶۱، ۱۹۶۴، ۱۹۶۹) و در مفهوم او از «حس درونی» (felt sense) که به تجربه هیجان در بدن اشاره دارد (جندلین، ۱۹۶۱).
فیلسوف پدیدارشناس، مرلو-پونتی، نیز تأکید داشت که درک ما از زندگی و جهان، از طریق تجربه‌های بدنی آغاز می‌شود، و فراتر از آن، می‌گوید: «از طریق بدنم است که دیگران را درک می‌کنم» (۱۹۶۲، ص. ۱۸۶).

در همین راستا، مطالعه‌ای از اسلیتر و شاینر (۲۰۱۹) با استفاده از تحلیل پدیدارشناسی تفسیری بر رونوشت جلسات درمانی شش درمانگر مجرب با مراجعان فردی، نشان داد که «تجسم» یا «تجربه بدنی»، یکی از مؤلفه‌های برجسته در استفاده درمانگر از «خود» در فرایند درمان است. در این مطالعه، ما علاقه‌مند بودیم که دیدگاه درمانگران زوج‌درمانی درباره پدیده‌های جسمانی، شامل تجربه‌های جسمانی خود و مراجعان‌شان را بررسی کنیم.

🔹 حضور درمانگر

«حضور درمانگر» توسط گرینبرگ و همکاران (۱۹۹۳) نه‌تنها به‌عنوان ابراز همدلی تعریف شده است، بلکه شامل آگاهی درمانگر از تجربه‌ی لحظه حال خود نسبت به آنچه در جلسه رخ می‌دهد نیز هست.
گرینبرگ و همکاران تأکید کردند که شیوه، لحن صدا، و بیان غیرکلامی درمانگر نقش مهمی در انتقال «حضور» او دارند.

پژوهشگران حوزه درمان زوجین بر این باورند که حضور هیجانی درمانگر، بخش مهمی از EFT برای زوج‌ها است (فارو و همکاران، ۲۰۱۲).
تمرین EFT، همان‌گونه که توسط جانسون (۲۰۰۴، ۲۰۲۰) مطرح شده، شامل موارد زیر است:

  • همدلی با هماهنگی (empathic attunement)،

  • تأیید (validation)،

  • فرضیه‌پردازی همدلانه (empathic conjectures)،

  • سؤالات و پاسخ‌های برانگیزاننده،

  • پرداختن به راهبردهای غیرفعال‌سازی و بیش‌فعال‌سازی،

  • تشدید (heightening)،

  • بازچارچوب‌بندی (reframing)،

  • و اجرای مجدد (enactments).

جانسون (۲۰۰۴) تأکید داشت که دسترسی درمانگر به تجربه هیجانی خودش، منبعی مهم برای همدلی، هماهنگی و پاسخ‌گویی است. با این حال، پالمر و جانسون (۲۰۰۲) خاطرنشان کردند که درمانگران تازه‌کار ممکن است در اجرای EFT برای زوج‌ها، به‌صورت مکانیکی عمل کنند تا زمانی که مدل درمانی به‌طور کامل از طریق نظارت بالینی درونی‌سازی شود.

در مطالعه‌ای درباره «نرم‌سازیِ دنبال‌کننده» (pursuer softening) که یکی از رخدادهای کلیدی تغییر در EFT است، فارو و همکاران (۲۰۱۲) گزارش دادند که «حضور هیجانی» درمانگر، سطوح بالاتری از تجربه هیجانی را در مراجعان پیش‌بینی می‌کرد.
به‌عبارت دیگر، زمانی که درمانگر EFT توجه مشخصی به تجربه‌های لحظه‌ای زوجین داشت و احساس حضور و درگیری شخصی را منتقل می‌کرد، شرکا تجربه‌های هیجانی عمیق‌تری را نشان می‌دادند.

به‌طور خاص، زمانی که درمانگران EFT لحن صدای خود را در حین مداخله نرم‌تر می‌کردند، احتمال اینکه شریک عاطفی تجربه‌ای هیجانی عمیق‌تر داشته باشد، ۲.۲ برابر افزایش می‌یافت.
پاسخ‌گویی هیجانی بالاترِ درمانگر نیز احتمال تجربه هیجانی عمیق‌تر را در شریک عاطفی افزایش می‌داد (فارو و همکاران، ۲۰۱۲). بنابراین، توانایی درمانگر در هماهنگی با تجربه‌های جسمانی خود و مراجعان، می‌تواند مشارکت عمیق‌تر و فرایند درمانی تجربی‌تری را تسهیل کند.


🔹 کار با تجربه‌های جسمانی مراجعان

اکثر مداخلات در EFT شامل «عمیق‌سازی هیجان» هستند (جانسون، ۲۰۰۹). آن دسته از مداخلات EFT که با عمیق‌سازی هیجان درگیرند ـ و به احتمال زیاد شامل مؤلفه‌ای جسمانی نیز هستند ـ به رخدادهای مهم تغییر در EFT مرتبط هستند، مانند:

  • دسترسی به ترس‌ها و اشتیاق‌های وابستگی‌محور،

  • کاوش آن‌ها،

  • تشدید آن‌ها،

  • و سپس به اشتراک‌گذاری آن‌ها از طریق «اجرای مجدد» بین شرکا.

علاوه بر این، تجربه به اشتراک‌گذاری نیز با هر شریک بررسی می‌شود (بردلی و فارو، ۲۰۰۴، ۲۰۰۷).
درک بهتر از نحوه‌ی استفاده درمانگران از مداخلات تشدیدکننده و برانگیزاننده در EFT می‌تواند فهم ما را درباره چگونگی تسهیل تغییر در زوج‌ها افزایش دهد.
درک عمیق‌تر از نحوه‌ی تعامل درمانگران با جنبه جسمانی این مداخلات نیز می‌تواند مسیری در این راستا باشد.

برای درک بهتر نقش مداخلات EFT مبتنی بر تجربه‌های جسمانی، کیلانکو و همکاران (2020a؛ 2020b) مداخلاتی را بررسی کردند که بر تجربه‌های جسمانی مراجعان در جلسات EFT زوجین متمرکز بودند. آن‌ها دریافتند که درمانگران آموزش‌دیده و با‌تجربه EFT، از مداخلاتی استفاده می‌کردند که روی تجربه‌های جسمانی شرکا تمرکز داشت و این مداخلات به‌طور معناداری با عمق بیشتر تجربه هیجانی در زوج‌ها مرتبط بودند.

🔹 روش (Method)

شرکت‌کنندگان
ما از میان ۵۶ درمانگر آموزش‌دیده EFT که در وب‌سایت مرکز بین‌المللی تعالی در زوج‌درمانی هیجان‌محور (ICEEFT) در اکتبر ۲۰۱۸ فهرست شده بودند، ۸ نفر را برای مشارکت در این مطالعه انتخاب کردیم.
ابتدا با ۱۲ نفر از این درمانگران مستقیماً از طریق ایمیل تماس گرفتیم که از این میان، ۸ نفر برای شرکت در پژوهش ابراز علاقه کردند.

پیش از انجام مصاحبه، درمانگران اطلاعات کاملی درباره‌ی فرایند مطالعه دریافت کرده، اطلاعیه حفظ حریم خصوصی برای آن‌ها ارائه شد و رضایت آگاهانه برای شرکت در تحقیق از آن‌ها گرفته شد. مصاحبه‌ها بین جولای تا نوامبر ۲۰۱۹ انجام شدند.

این ۸ شرکت‌کننده شامل ۷ زن و ۱ مرد بودند که از سه قاره مختلف آمده بودند و به‌طور میانگین بیش از ۲۵ سال (بین ۱۸ تا ۴۰ سال) تجربه بالینی در حوزه زوج‌درمانی داشتند. همه آن‌ها سفیدپوست و در بازه سنی ۵۰ تا ۷۰ سال بودند.
در این پژوهش، درمانگران آموزش‌دهنده و باتجربه EFT به‌عنوان نمونه انتخاب شدند تا به درک عمیق‌تر و جامع‌تری از نحوه‌ اجرای «ایده‌آل» و «نمونه» EFT دست یابیم.


مصاحبه‌ها
مصاحبه‌ها توسط دو پژوهشگر اول (کیلانکو و ویبه) به زبان انگلیسی و از طریق اسکایپ انجام شد و هر کدام بین ۷۰ تا ۱۱۰ دقیقه طول کشید.
از ساختار «مصاحبه پدیدارشناختی تفسیری» (Interpretative Phenomenological Interview) استفاده شد تا مصاحبه‌کننده‌ها از مسیر داستان‌گویی آزاد شرکت‌کنندگان پیروی کنند، در عین حال با طرح سؤالات باز، به باز کردن مفاهیم و تجربه‌های کلیدی کمک کنند.

سؤالات نمونه مصاحبه شامل این موارد بود:

  • «می‌تونی نمونه‌ای از یک جلسه EFT رو به یاد بیاری که در اون، تجربه‌ای جسمانی یا احساسی برای خودت یا یکی از شرکا مهم بوده باشه؟»

  • «وقتی اون تجربه جسمانی یا احساسی اتفاق افتاد، چه حسی داشتی؟ چه واکنشی نشون دادی؟»

هدف، کشف تجربه‌های درونی و عملی این درمانگران بود. هر مصاحبه ضبط و سپس به‌صورت کامل پیاده‌سازی شد.


تحلیل داده‌ها
ما از روش تحلیل پدیدارشناختی تفسیری (IPA) برای بررسی داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها استفاده کردیم. این روش بر درک عمیق از چگونگی تجربه افراد و معناسازی آن‌ها از این تجربه‌ها تمرکز دارد.
تحلیل در مراحل زیر انجام شد:

  1. مرور چندباره متن کامل مصاحبه‌ها؛

  2. یادداشت‌برداری در حین مطالعه برای شناسایی مضامین؛

  3. دسته‌بندی مضامین معنایی و تشخیص الگوها؛

  4. مقایسه و تلفیق یافته‌ها برای رسیدن به مضامین اصلی مشترک؛

  5. بررسی مجدد با اعضای تیم برای تأیید اعتبار مضامین.

همه پژوهشگران با رویکرد کیفی و تفسیری آشنا بودند و تحلیل‌ها به‌صورت مشارکتی انجام گرفت تا دقت و انسجام حفظ شود.

۱. اهمیت و مرتبط بودن تجربه‌های جسمانی

درمانگران شرکت‌کننده تجربه‌های جسمانی را بخشی بنیادین از تجربه هیجانی در درمان زوج‌ها توصیف کردند. آن‌ها اشاره کردند که توجه به احساسات بدنی (مانند گرفتگی قفسه سینه، تنگی نفس، لرزش یا اشک در چشم‌ها) می‌تواند سرنخی برای ورود به هیجان‌های اصلی، عمیق‌تر و پردازش‌نشده باشد.

«من همیشه وقتی زوجی جلوی من نشسته، به زبان بدن‌شون توجه می‌کنم. گاهی از حالت چهره یا لرزش پاهاشون می‌فهمم که چیزی درونشون داره به حرکت درمیاد، حتی اگه خودشون هنوز نگفتن.» – درمانگر شماره ۴

درمانگران بر این باور بودند که EFT اساساً رویکردی بدنی و هیجانی است. درک و تمرکز روی تجربه‌های جسمانی می‌تواند مراجع را از سطح افکار و روایت بیرونی به عمق هیجان‌ها و نیازهای دلبستگی‌محور ببرد.


۲. استفاده از تجربه‌های جسمانی خودِ درمانگر

درمانگران از بدن خودشان به‌عنوان «آنتن» یا ابزار حسی برای تنظیم جلسه استفاده می‌کردند. بعضی گفته بودند که در واکنش به هیجان زوج‌ها، در بدن خودشان احساساتی مانند سنگینی، گرما، گرفتگی، یا تهی‌بودن را تجربه می‌کنند.

«وقتی حس می‌کنم توی قفسه سینه‌م سنگینی هست، معمولاً یکی از زوج‌ها داره یه درد عاطفی عمیق رو سرکوب می‌کنه. من اون حس رو جدی می‌گیرم و واردش می‌شم.» – درمانگر شماره ۱

این درمانگران تجربه‌های جسمانی خود را جدی می‌گرفتند و آن‌ها را نشانه‌ای برای تغییر جهت یا کند و کاو بیشتر در گفت‌وگوها می‌دانستند. آن‌ها اغلب به‌صورت آگاهانه در لحظه مکث می‌کردند و بررسی می‌کردند که «این حسی که در بدنم هست، ممکنه به چی اشاره داشته باشه؟»

🔹 صفحه ۶

۳. کار با تجربه‌های جسمانی مراجعان

درمانگران شرکت‌کننده بیان کردند که آن‌ها در جلسات EFT با نشانه‌ها و تجربه‌های جسمانی مراجعان به‌صورت مستقیم کار می‌کنند. بسیاری از آن‌ها اشاره کردند که از تکنیک‌هایی مانند بازتاب (reflection)، تشدید (heightening)، و سؤالات بدنی (body-focused questions) برای تمرکز روی تجربه‌های جسمانی استفاده می‌کنند.

«من گاهی می‌پرسم: وقتی اینو گفتی، توی بدنت چی حس کردی؟ یا می‌گم: صداش لرزید وقتی اینو گفت… این نشونه چیزیه، بیاید با هم واردش بشیم.» – درمانگر شماره ۶

برخی درمانگران بیان کردند که مراجعان ممکن است آگاهی زیادی از تجربه‌های جسمانی خود نداشته باشند و نیاز باشد که به‌تدریج آموزش ببینند تا توجه و تمرکز بیشتری به این بُعد از تجربه هیجانی داشته باشند.

به گفته یکی از درمانگران:

«گاهی اوقات باید کمک‌شون کنیم متوجه بشن بدن‌شون داره چی می‌گه. برای بعضیا این خیلی تازه‌ست؛ مثلاً یکی می‌گه: الان یه چیزی توی گلو دارم، ولی نمی‌دونم چیه… همون‌جا می‌تونیم باهاش کار کنیم.» – درمانگر شماره ۲

همچنین، درمانگران بر اهمیت دعوت هر دو شریک برای مشاهده و شناخت تجربه جسمانی یکدیگر تأکید داشتند. آن‌ها معتقد بودند که این کار می‌تواند به هم‌دلی متقابل، فهم عمیق‌تر و نزدیکی عاطفی در رابطه کمک کند.

🔹 صفحه ۷

۳. کار با تجربه‌های جسمانی مراجعان (ادامه)

درمانگران بیان کردند که EFT به‌طور ذاتی فرایندی بدنی است. آن‌ها توضیح دادند که تمرکز بر نشانه‌های جسمانی مراجعان به آن‌ها کمک می‌کند تا از سطوح شناختی عبور کرده و به احساسات بنیادی و نیازهای دلبستگی دست یابند.

«وقتی یکی از شرکا می‌گه: قلبم داره تند می‌زنه، یا حس می‌کنم بغض دارم، یا انگار یخ زدم… اینا دعوت‌نامه‌ان؛ فرصت‌هایی برای ورود به چیزی که واقعاً داره زیر سطح اتفاق می‌افته.» – درمانگر شماره ۵

درمانگران همچنین تأکید کردند که این نشانه‌ها می‌توانند به عنوان نقاط ورود به لحظات تغییر کلیدی (change events) در EFT عمل کنند. آن‌ها معمولاً از آنچه که در لحظه «در بدن اتفاق می‌افتد» برای ایجاد اتصال عمیق‌تر بین شرکا استفاده می‌کردند.

همچنین اشاره شد که EFT به‌طور مکرر به تکنیک‌هایی مانند «تشدید» (heightening) متکی است، که اغلب شامل توجه به واکنش‌های جسمانی است؛ مانند صدای لرزان، چهره‌ی در هم، اشک در چشم‌ها، یا تنش بدنی.
کار با این نشانه‌ها می‌تواند به زوج‌ها کمک کند تا احساسات اصلی، مانند ترس از رها شدن، یا میل به نزدیکی و امنیت را شناسایی و بیان کنند.

درمانگران در پایان خاطرنشان کردند که تمرکز بر تجربه‌های جسمانی، نه‌تنها به فرایند هیجانی درمان عمق می‌بخشد، بلکه به آن اصالت، اعتبار، و تأثیرگذاری بیشتری نیز می‌دهد.

🔹 صفحه ۸

بحث (Discussion)

هدف این مطالعه، کشف دیدگاه‌ها و تجربه‌های درمانگران آموزش‌دیده EFT درباره تجربه‌های جسمانی هیجان در جلسات زوج‌درمانی بود. یافته‌ها حاکی از آن است که این درمانگران، تجربه جسمانی را به‌عنوان جزء حیاتی در EFT تلقی می‌کنند و آن را هم در خود و هم در زوج‌هایی که با آن‌ها کار می‌کنند، به رسمیت می‌شناسند و با آن تعامل دارند.

درمانگران تجربه جسمانی را به‌عنوان نشانه‌ای برای هیجان‌های عمیق‌تر می‌دیدند و آن را ابزاری برای هدایت فرایند درمانی می‌دانستند. این یافته با مطالعات قبلی درباره اهمیت “حضور درمانگر” و استفاده از “خود به عنوان ابزار” در درمان مطابقت دارد (برای مثال: Sleater & Scheiner, 2019). آن‌ها همچنین از تجربه‌های بدنی خود به‌عنوان راهی برای همدلی، تنظیم هیجانی و تنظیم جلسه استفاده می‌کردند.

یکی از یافته‌های کلیدی این مطالعه، اهمیت ایجاد فضا برای آگاهی و نام‌گذاری تجربه‌های جسمانی بود. از نگاه این درمانگران، این آگاهی و بازتاب‌دهی به مراجعان کمک می‌کرد تا از حالت‌های دفاعی (مانند فاصله‌گیری ذهنی یا عقلانی‌سازی) عبور کرده و به تجربه‌های زنده و در لحظه‌ خود دست پیدا کنند.

یافته‌ها همچنین نقش «تجربه جسمانی مشترک» را در شکل‌گیری اتصال هیجانی بین شرکا نشان دادند. زمانی که یک شریک، تجربه جسمانی خود را با دیگری در میان می‌گذاشت و با پاسخ همدلانه مواجه می‌شد، این تعامل به افزایش امنیت دلبستگی و نزدیکی هیجانی می‌انجامید.

🔹 صفحه ۹

کاربردهای بالینی و پیشنهادها

بر اساس یافته‌های این مطالعه، می‌توان چندین کاربرد بالینی مهم برای کار با تجربه‌های جسمانی در زوج‌درمانی هیجان‌محور (EFT) مطرح کرد:

  1. افزایش آگاهی درمانگر نسبت به بدن خود
    درمانگران می‌توانند با پرورش آگاهی لحظه‌به‌لحظه نسبت به واکنش‌های جسمانی خودشان، از آن به‌عنوان نشانه‌هایی برای جهت‌دهی درمان استفاده کنند. تجربه‌های بدنی درمانگر می‌تواند آینه‌ای از تجربه‌های هیجانی پنهان در زوج‌ها باشد.

  2. دعوت مراجعان به تمرکز بر تجربه‌های جسمانی
    درمانگران می‌توانند با استفاده از سؤالاتی مانند «الان توی بدنت چی حس می‌کنی؟» یا «وقتی اینو گفتی، چه اتفاقی در درونت افتاد؟» به مراجعان کمک کنند تا توجه خود را به بدنشان معطوف کنند. این فرایند به آن‌ها کمک می‌کند تا از شناخت به هیجان حرکت کنند.

  3. بازتاب دادن نشانه‌های جسمانی در زوج
    زمانی که درمانگر متوجه می‌شود یکی از شرکا مثلاً گلویش گرفته، صدایش لرزان شده یا از تماس چشمی اجتناب می‌کند، می‌تواند این نشانه‌ها را به‌صورت همدلانه بازتاب دهد و از آن‌ها برای ورود به تجربه هیجانی استفاده کند.

  4. ایجاد زبان مشترک بدنی میان شرکا
    تمرکز بر تجربه‌های جسمانی در فضای زوج‌درمانی، می‌تواند به شرکا کمک کند تا به زبان بدن یکدیگر حساس‌تر شوند. این موضوع باعث افزایش همدلی، شناخت هیجان‌های پنهان و در نهایت افزایش پیوند هیجانی می‌شود.

درمانگران در این مطالعه اشاره کردند که EFT ذاتاً رویکردی هیجانی-جسمانی است و افزودن تأکید بیشتر بر بُعد بدنی، می‌تواند اثربخشی این رویکرد را افزایش دهد.

🔹 صفحه ۱۰

محدودیت‌ها

این مطالعه، هرچند بینش‌هایی ارزشمند درباره نقش تجربه‌های جسمانی در EFT ارائه داد، اما چندین محدودیت دارد که باید در نظر گرفته شود:

  1. حجم نمونه کوچک و انتخابی
    تنها ۸ درمانگر آموزش‌دیده و با تجربه EFT از سه قاره مختلف در این مطالعه شرکت کردند. گرچه همه آن‌ها متخصص و فعال در حوزه EFT بودند، اما تعداد کم شرکت‌کنندگان و شیوه انتخاب هدفمند، قابلیت تعمیم نتایج به کل جامعه درمانگران EFT را محدود می‌کند.

  2. تنوع محدود در مشخصات جمعیت‌شناختی
    همه شرکت‌کنندگان سفیدپوست و در بازه سنی ۵۰ تا ۷۰ سال بودند. نبود تنوع نژادی، قومی، فرهنگی و سنی ممکن است باعث شود که دیدگاه‌های مهمی از سایر گروه‌ها در این پژوهش بازتاب نیافته باشد.

  3. احتمال سوگیری در بازتاب تجربه‌ها
    از آن‌جا که داده‌ها بر اساس مصاحبه‌های خودگزارشی به دست آمده‌اند، امکان دارد درمانگران دیدگاه‌هایی مطلوب اجتماعی یا ایده‌آل‌شده از تجربه‌های خود ارائه داده باشند. همچنین، تفسیرهای پژوهشگران از این گزارش‌ها ممکن است تا حدی ذهنی باشد، هرچند تلاش‌هایی برای افزایش اعتبار و انسجام صورت گرفت.


🔹 پیشنهادها برای پژوهش آینده

بر اساس یافته‌های این پژوهش، پیشنهاد می‌شود که مطالعات آتی در راستای گسترش و تعمیق درک از تجربه‌های جسمانی در EFT اقدامات زیر را دنبال کنند:

  • طراحی مطالعات تجربی با نمونه‌های بزرگ‌تر و متنوع‌تر از نظر فرهنگی و قومی

  • بررسی مداخلات خاص بدنی در جلسات EFT با استفاده از ویدئوهای ضبط‌شده و کدگذاری دقیق

  • مقایسه تجربه جسمانی هیجان در مراحل مختلف فرآیند EFT (برای مثال، پیش از لحظه دگرگونی، حین آن، و پس از آن)

  • توسعه و آزمون ابزارهای آموزشی برای تقویت توانمندی درمانگران در شناسایی و استفاده از نشانه‌های جسمانی در جلسات درمان

🔹 صفحه ۱۱

نتیجه‌گیری

این مطالعه کیفی به بررسی نحوه درک و استفاده درمانگران آموزش‌دیده و باتجربه EFT از تجربه‌های جسمانی هیجان در زوج‌درمانی پرداخت. یافته‌ها نشان داد که:

  • درمانگران EFT تجربه‌های جسمانی را بخش جدایی‌ناپذیر تجربه هیجانی می‌دانند.

  • آن‌ها از بدن خود به‌عنوان ابزاری برای درک، همدلی و تنظیم فرایند درمانی استفاده می‌کنند.

  • آن‌ها با تمرکز بر نشانه‌های جسمانی مراجعان، تجربه هیجانی را تعمیق داده و به نقاط تحولی در درمان دست می‌یابند.

توجه به تجربه‌های جسمانی هیجان در EFT نه‌تنها با اصول پایه‌ای این رویکرد هماهنگ است، بلکه می‌تواند فرایند درمان را قدرتمندتر و پربارتر کند.
پژوهش حاضر اهمیت استفاده آگاهانه از تجربه‌های جسمانی را به‌عنوان پلی به سمت احساسات دلبستگی‌محور، نیازهای عاطفی و ارتباط عمیق‌تر بین شرکا برجسته می‌کند.

از آن‌جا که EFT بر اساس نظریه دلبستگی و هیجان استوار است، افزودن تأکید آگاهانه بر تجربه‌های بدنی می‌تواند به درمانگران کمک کند تا مسیرهای طبیعی‌تری برای ایجاد تغییرات هیجانی و ارتباطی در رابطه زوجین بیابند.
در نهایت، توسعه ابزارهای آموزشی و راهبردهای درمانی متمرکز بر تجربه‌های جسمانی می‌تواند حوزه EFT را گسترش داده و آن را غنی‌تر کند.

🔹 منابع (References)

(یادآور می‌شوم که در این مقاله، منابع طبق سبک APA فهرست شده‌اند. در ادامه، آن‌ها را به فارسی، با حفظ ترتیب و ساختار اصلی، ترجمه می‌کنم.)


  • Allan, R., Johnson, S. M., & Greenberg, L. (2015). EFT and the body: The role of emotion and bodily experience in couple therapy. Journal of Couple & Relationship Therapy, 14(۳), ۱۷۱–۱۸۴.
    آلن، ر.، جانسون، س. م.، و گرینبرگ، ل. (۲۰۱۵). زوج‌درمانی هیجان‌محور و بدن: نقش هیجان و تجربه بدنی در زوج‌درمانی. مجله زوج‌درمانی و روابط، ۱۴(۳)، ۱۷۱–۱۸۴.

  • Beebe, B., & Lachmann, F. M. (2002). Infant research and adult treatment: Co-constructing interactions. Hillsdale, NJ: Analytic Press.
    بیبی، ب. و لاکمن، ف. م. (۲۰۰۲). پژوهش نوزاد و درمان بزرگسالان: ساخت مشترک تعامل‌ها. هیلزدیل، نیوجرسی: انتشارات آنالیتیک.

  • Bradley, B., & Furrow, J. (2004). Toward a mini-theory of the blamer softening event: Tracking the moment-by-moment process. Journal of Marital and Family Therapy, 30(۲), ۲۳۳–۲۴۶.
    بردلی، ب. و فارو، ج. (۲۰۰۴). به‌سوی نظریه‌ای کوچک درباره رخداد نرم‌سازی سرزنش‌گر: پیگیری فرایند لحظه‌به‌لحظه. مجله زوج‌درمانی و خانواده، ۳۰(۲)، ۲۳۳–۲۴۶.

  • Bradley, B., & Furrow, J. (2007). Creating a secure base in emotionally focused couple therapy. In S. Johnson & W. Simons (Eds.), The practice of emotionally focused couple therapy: Creating connection (2nd ed., pp. 61–۸۵). New York: Brunner-Routledge.
    بردلی، ب. و فارو، ج. (۲۰۰۷). ایجاد پایگاه امن در زوج‌درمانی هیجان‌محور. در: جانسون، س. و سیمونز، و. (ویراستاران)، تمرین EFT: خلق ارتباط (ویراست دوم، صص. ۶۱–۸۵). نیویورک: برونر-روتلج.

  • Bucci, W. (2002). The referential process, consciousness, and the sense of self. Psychoanalytic Inquiry, 22(۵), ۷۶۶–۷۹۳.
    بوچی، و. (۲۰۰۲). فرایند ارجاعی، آگاهی و حس خود. کاوش روان‌تحلیلی، ۲۲(۵)، ۷۶۶–۷۹۳.

  • Furrow, J. L., Edwards, T. M., Choi, M. J., & Bradley, B. (2012). Therapist presence and the effectiveness of emotionally focused couple therapy: A pilot study. Journal of Couple & Relationship Therapy, 11(۲), ۱۱۹–۱۳۴.
    فارو، ج.، ادواردز، ت.، چوی، ام. و بردلی، ب. (۲۰۱۲). حضور درمانگر و اثربخشی EFT: یک مطالعه مقدماتی. مجله زوج‌درمانی و روابط، ۱۱(۲)، ۱۱۹–۱۳۴.

  • Gendlin, E. T. (1961). Experiencing and the creation of meaning: A philosophical and psychological approach to the subjective. Evanston, IL: Northwestern University Press.
    جندلین، ا. ت. (۱۹۶۱). تجربه و آفرینش معنا: رویکردی فلسفی و روان‌شناختی به امر ذهنی. اوانستون، ایلینوی: انتشارات دانشگاه نورث‌وسترن.

  • Greenberg, L. (2015). Emotion-focused therapy: Coaching clients to work through their feelings. Washington, DC: APA.
    گرینبرگ، ل. (۲۰۱۵). درمان هیجان‌محور: آموزش مراجعان برای عبور از احساسات‌شان. واشنگتن، دی‌سی: انجمن روان‌شناسی آمریکا.

  • Greenberg, L. S., Rice, L. N., & Elliott, R. K. (1993). Facilitating emotional change: The moment-by-moment process. New York: Guilford Press.
    گرینبرگ، ل.، رایس، اِل. و الیوت، ر. (۱۹۹۳). تسهیل تغییر هیجانی: فرایند لحظه‌به‌لحظه. نیویورک: انتشارات گیلدفورد.

  • Johnson, S. M. (2004, 2020). The practice of emotionally focused couple therapy: Creating connection. New York: Brunner-Routledge.
    جانسون، س. م. (۲۰۰۴، ۲۰۲۰). تمرین زوج‌درمانی هیجان‌محور: خلق ارتباط. نیویورک: برونر-روتلج.

  • Merleau-Ponty, M. (1962). Phenomenology of perception (C. Smith, Trans.). London: Routledge & Kegan Paul.
    مرلو-پونتی، م. (۱۹۶۲). پدیدارشناسی ادراک (ترجمه: اسمیت، چ.). لندن: روتلج و کیگان پل.

  • Sleater, M., & Scheiner, D. (2019). The therapist’s embodied experience of presence. Journal of Contemporary Psychotherapy, 49(۲), ۹۳–۱۰۰.
    اسلیتر، م. و شاینر، د. (۲۰۱۹). تجربه بدن‌مند درمانگر از حضور در جلسه. مجله روان‌درمانی معاصر، ۴۹(۲)، ۹۳–۱۰۰.

🔹 ادامه منابع (References)

  • Nyman-Salonen, P., Laitila, A., & Rautiainen, E. (2020). Expanding dialogue in couples therapy: Therapists’ inner and outer dialogue in response to bodily expressions. Contemporary Family Therapy, 42(۴), ۳۲۹–۳۳۹.
    نیمن-سالونن، پ.، لایتیلا، آ. و راوتیاینن، ا. (۲۰۲۰). گسترش گفت‌وگو در زوج‌درمانی: گفت‌وگوی درونی و بیرونی درمانگران در پاسخ به بیان‌های بدنی. درمان خانواده معاصر، ۴۲(۴)، ۳۲۹–۳۳۹.

  • Ogden, P., & Fisher, J. (2015). Sensorimotor psychotherapy: Interventions for trauma and attachment. New York: W. W. Norton & Company.
    اگدن، پ. و فیشر، ج. (۲۰۱۵). روان‌درمانی حسی-حرکتی: مداخلاتی برای تروما و دلبستگی. نیویورک: نورتون.

  • Palmer, G., & Johnson, S. M. (2002). Becoming an emotionally focused couple therapist: The workbook. New York: Brunner-Routledge.
    پالمر، گ. و جانسون، س. م. (۲۰۰۲). تبدیل شدن به درمانگر EFT: دفتر کار. نیویورک: برونر-روتلج.

  • Schore, A. N. (2001a). Effects of a secure attachment relationship on right brain development, affect regulation, and infant mental health. Infant Mental Health Journal, 22(۱–۲), ۷–۶۶.
    شور، ا. اِن. (۲۰۰۱الف). تأثیر رابطه دلبستگی ایمن بر رشد نیمکره راست، تنظیم هیجانی و سلامت روان نوزاد. مجله سلامت روان نوزاد، ۲۲(۱–۲)، ۷–۶۶.

  • Schore, A. N. (2001b). The right brain as the neurobiological substratum of Freud’s dynamic unconscious. In A. M. Kahane & P. H. King (Eds.), The Freud–Klein controversies 1941–۴۵ (pp. 437–۴۶۹). London: Routledge.
    شور، ا. اِن. (۲۰۰۱ب). نیمکره راست مغز به‌عنوان زیربنای عصبی-زیستی ناهشیار پویای فروید. در: کاهان، ا. م. و کینگ، پ. هـ. (ویراستاران)، جدل‌های فروید-کلاین ۱۹۴۱–۱۹۴۵، صص. ۴۳۷–۴۶۹. لندن: روتلج.

  • Schore, A. N., & Schore, J. R. (2014). Regulation theory and affect regulation psychotherapy. In J. J. Magnavita (Ed.), Handbook of personality disorders (2nd ed., pp. 258–۲۷۱). New York: Wiley.
    شور، ا. ن. و شور، ج. ر. (۲۰۱۴). نظریه تنظیم و روان‌درمانی تنظیم هیجانی. در: مگناویتا، ج. ج. (ویراستار)، کتاب راهنمای اختلالات شخصیت (چاپ دوم)، صص. ۲۵۸–۲۷۱. نیویورک: وایلی.

  • Seikkula, J., Karvonen, A., Kykyri, V. L., Kaartinen, J., & Penttonen, M. (2018). The embodied attunement of therapists and a couple in a therapy session: A single case study of the physiological dynamics of four persons’ autonomic nervous systems. Family Process, 57(۴), ۱۰۰۷–۱۰۲۳.
    سِی‌کولا، ی.، کاروونن، آ.، کی‌کیری، و. اِل.، کارتینن، ج. و پنتونن، م. (۲۰۱۸). هماهنگی بدن‌مند درمانگران و یک زوج در جلسه درمان: مطالعه تک‌موردی پویایی فیزیولوژیکی چهار سیستم عصبی خودکار. فرآیند خانواده، ۵۷(۴)، ۱۰۰۷–۱۰۲۳.

  • Siegel, D. J. (2012). The developing mind: How relationships and the brain interact to shape who we are (2nd ed.). New York: Guilford Press.
    سیگل، د. ج. (۲۰۱۲). ذهن در حال رشد: چگونه روابط و مغز در شکل‌گیری خود ما نقش دارند (چاپ دوم). نیویورک: گیلدفورد.

  • Stern, D. N. (2008). The clinical relevance of infancy: A progress report. Infant Mental Health Journal, 29(۳), ۱۷۷–۱۸۸.
    استرن، د. ن. (۲۰۰۸). اهمیت بالینی دوران نوزادی: گزارشی از پیشرفت‌ها. مجله سلامت روان نوزاد، ۲۹(۳), ۱۷۷–۱۸۸.

  • Wallin, D. J. (2007). Attachment in psychotherapy. New York: Guilford Press.
    والین، د. ج. (۲۰۰۷). دلبستگی در روان‌درمانی. نیویورک: گیلدفورد.

  • Wiebe, S. A., Johnson, S. M., Lafontaine, M. F., Burgess Moser, M., Dalgleish, T. L., & Tasca, G. A. (2017). Two-year follow-up outcomes in emotionally focused couple therapy: An investigation of relationship satisfaction and attachment. Journal of Marital and Family Therapy, 43(۲), ۲۲۷–۲۴۴.
    ویبه، س. ا.، جانسون، س. م.، لافونتن، م. ف.، مووزر، م.، دالگلیش، ت. اِل. و تاسکا، گ. ا. (۲۰۱۷). پیامدهای پیگیری دوساله در EFT: بررسی رضایت رابطه و دلبستگی. مجله زوج‌درمانی و خانواده، ۴۳(۲)، ۲۲۷–۲۴۴.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پس زمینه پایین صفحه

© 2026 Copy Rights

• تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به تیم psyworkshops.ir می باشد.

لوگو سایت