زوج درمانی متمرکز بر هیجان و معنویت - psyworkshops

زوج درمانی متمرکز بر هیجان و معنویت

 

دانلود مقاله:emotionally-focused-couple-therapy-a-couple-s-struggle-with-wel19ny1gn

زوج درمانی متمرکز بر هیجان و معنویت

عنوان مقاله: زوج درمانی متمرکز بر هیجان و معنویت
نویسنده: مروره نورلو
منتشر شده در: مجله روان‌شناسی معنوی و مشاوره (۲۰۲۰)

خلاصه :

مقاله‌ی «زوج درمانی متمرکز بر هیجان و معنویت» به بررسی ارتباط میان زوج درمانی متمرکز بر هیجان (EFT) و تأثیر معنویت در درمان زوج‌ها می‌پردازد. این مقاله بر اساس رویکرد دلبستگی که در درمان زوج‌ها به کار می‌رود، توضیح می‌دهد که چگونه مشکلات رابطه‌ای در زوج‌ها از طریق شناخت و پردازش احساسات پنهان و ناآگاهانه حل می‌شود. این درمان بر اساس مفاهیم دلبستگی به ویژه در روابط عاطفی زوج‌ها طراحی شده است.

در ابتدا، مقاله معنویت را به عنوان یک عامل مهم در ارتباطات میان فردی و در روابط زوج‌ها معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که معنویت چگونه در روان‌درمانی اثرگذار است. معنویت باعث می‌شود که انسان‌ها هدف و معنا در روابط خود پیدا کنند و به همدیگر با صداقت و محبت متصل شوند. همچنین، معنویت و دین در زمینه خانواده و زوج‌درمانی نقش مهمی دارند زیرا هر دو دارای بنیان‌های ارتباطی هستند.

مقاله سپس به زوج درمانی متمرکز بر هیجان (EFT) می‌پردازد، که بر اساس نظریه دلبستگی طراحی شده است. این درمان ابتدا برای زوج‌ها ایجاد شده و به مرور زمان در درمان‌های فردی و خانواده نیز استفاده شده است. EFT تلاش دارد تا روابط دلبستگی ناسالم را به روابط سالم تبدیل کند و در این فرایند، به زوج‌ها کمک می‌کند تا احساسات خود را شناسایی و پردازش کنند.

در این مقاله، به ترکیب EFT با مفاهیم معنوی اشاره شده است، به ویژه در زوج‌هایی که ارزش‌های دینی دارند. یکی از مفاهیم مهم در این بخش، استفاده از مثلث‌ها (triangles) است که در روابط زوج‌ها به دلیل استرس و اضطراب ایجاد می‌شود. این مثلث‌ها می‌توانند شامل شخص سومی مانند خدا باشند که زوج‌ها برای کاهش تنش از آن استفاده می‌کنند. EFT به زوج‌ها کمک می‌کند تا این مثلث‌ها را شناسایی کرده و روابط خود را از نظر عاطفی و دلبستگی اصلاح کنند.

در بخش‌هایی از مقاله، به موردهای خاصی از درمان‌های زوجی با استفاده از مثلث‌ها و مفاهیم معنوی اشاره شده است، از جمله زوج‌هایی که از خدا برای حل مشکلات خود استفاده می‌کنند. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که چگونه EFT می‌تواند در کنار دین و معنویت به حل مشکلات رابطه‌ای کمک کند.

در نهایت، مقاله به این نکته اشاره می‌کند که در حالی که برای زوج‌ها با باورهای مختلف مذهبی و معنوی، استفاده از مفاهیم معنوی در فرایند درمانی می‌تواند بسیار مؤثر باشد، هنوز نیاز به تحقیقات بیشتری در این زمینه، به ویژه در ترکیب اسلام و درمان‌های معنوی در EFT، وجود دارد.

این مقاله به طور کلی نشان می‌دهد که چگونه زوج درمانی متمرکز بر هیجان می‌تواند با ترکیب ارزش‌های معنوی، به حل مشکلات رابطه‌ای زوج‌ها کمک کرده و به آن‌ها در بهبود دلبستگی و روابط عاطفی‌شان یاری رساند.

خلاصه ترجمه صفحات مقاله:

چکیده

زوج درمانی متمرکز بر هیجان به عنوان یک رویکرد درمانی برای زوج‌ها ایجاد شده است و در حال حاضر به طور گسترده‌ای استفاده می‌شود. این رویکرد که به طور نظری بر اساس مفهوم دلبستگی استوار است، به روابط میان زوج‌ها شبیه به روابط میان مادر و کودک می‌پردازد که در آن جستجوی نزدیکی و اضطراب از جدایی وجود دارد. هدف این درمان، تبدیل روابط دلبستگی ناسالم زوج‌ها به روابط سالم است. این فرایند با نمایان کردن احساسات پنهان و آشکارسازی این احساسات برای آگاهی بیشتر در مورد آن‌ها انجام می‌شود.

مطالعات مختلف نشان داده‌اند که معنویت یکی از عوامل اصلی در شکل‌گیری و حل مسائل در درمان زوج‌ها است، به ویژه زوج‌هایی که به ارزش‌های معنوی اهمیت می‌دهند. این مقاله توضیح می‌دهد که چگونه فرایند درمان زمانی که با ارزش‌های معنوی ترکیب می‌شود، پیش می‌رود و از چه روش‌ها و تکنیک‌هایی استفاده می‌شود.


مفاهیم معنویت و دلبستگی

معنویت به عنوان یک مفهوم، معنا و هدف به روابط میان فردی می‌دهد و به انسان‌ها کمک می‌کند تا به طور صادقانه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. در روان‌درمانی، رابطه‌ی مثبت میان دین/معنویت با سلامت، کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی و کاهش علائم افسردگی نشان داده شده است.

معنویت ارتباط نزدیکی با درمان خانواده و زوج‌ها دارد چرا که هر دو بر پایه رابطه استوار هستند و معنویت بیشتر زمانی که با خانواده‌ها و زوج‌ها کار می‌شود، خود را نشان می‌دهد. این امر باعث می‌شود که موضوع مهم این باشد که چه زمانی و چگونه معنویت را در درمان زوج‌ها ادغام کنیم.


زوج درمانی متمرکز بر هیجان و معنویت

زوج درمانی متمرکز بر هیجان که توسط جانسون و گرینبرگ در دهه ۱۹۸۰ ایجاد شد، یکی از رویکردهای درمانی پرکاربرد در زمینه درمان زوج‌ها است. این رویکرد بر اساس نظریه دلبستگی است که به روابط دلبستگی میان کودک و مراقب می‌پردازد و این روابط را در بزرگسالی به ویژه در روابط زوج‌ها گسترش می‌دهد.

معنویت و دلبستگی به خدا، همانند دلبستگی رمانتیک، نوعی از دلبستگی بزرگسالانه است. افراد با دلبستگی ایمن به خدا، عشق، پذیرش و بخشش از طرف خدا را تجربه می‌کنند و این دیدگاه مثبت از خدا باعث بهبود دیدگاه فرد نسبت به خود و دیگران می‌شود.


فرایند درمانی با زوج‌های مسیحی

در درمان زوج‌ها، به خصوص در زوج‌های مسیحی، ممکن است مفهوم مثلث‌ها (triangles) در روابط مطرح شود. مثلث‌ها زمانی ایجاد می‌شوند که دو نفر در رابطه به دلیل استرس یا اضطراب زیاد، شخص سوم یا چیزی دیگر مانند خدا را وارد رابطه می‌کنند تا از استرس و تنش کاسته شود.

در زوج درمانی متمرکز بر هیجان، هدف این است که چرخه‌های منفی روابط که باعث ایجاد دلبستگی‌های ناسالم می‌شوند شناسایی و اصلاح شوند. در این فرایند، زوج‌ها به احساسات بنیادی خود آگاهی پیدا می‌کنند و به این ترتیب روابط سالم‌تری با یکدیگر و با خدا برقرار می‌کنند.


مورد مطالعه ۱: استفاده از مثلث‌ها در زوج‌ها

در یک نمونه از زوج درمانی که شامل استفاده از مثلث‌ها بود، زوجی به نام جف و وندی در جلسات درمانی نشان دادند که چگونه از خدا برای حل مشکلاتشان استفاده می‌کنند. در این روند، جف و وندی توانستند احساسات اساسی خود را شناسایی کرده و روابط امن‌تری با یکدیگر و با خدا برقرار کنند.


نتیجه‌گیری

زوج درمانی متمرکز بر هیجان بر روابط، ساختارهای ارتباطی، تجربیات هیجانی و نیازهای دلبستگی زوج‌ها تمرکز دارد. معنویت و دین نه تنها در زندگی فردی، بلکه در فرایند درمان زوج‌ها نیز نقش دارند. این مقاله نشان می‌دهد که چگونه عناصر معنوی می‌توانند در فرایند درمانی زوج‌ها، به ویژه در زمینه‌های دینی و معنوی، گنجانده شوند و به بهبود روابط کمک کنند.

ترجمه کامل تک تک صفحات مقاله:

صفحه ۱ — ترجمه کامل

عنوان مقاله: زوج درمانی متمرکز بر هیجان و معنویت
نویسنده: مروره نورلو
منتشر شده در: مجله روان‌شناسی معنوی و مشاوره (۲۰۲۰)

چکیده:

زوج درمانی متمرکز بر هیجان به عنوان یک رویکرد درمانی برای زوج‌ها ایجاد شده است و در حال حاضر به طور گسترده‌ای استفاده می‌شود. این رویکرد به طور نظری بر اساس مفهوم دلبستگی استوار است، به طوری که رابطه‌ی میان زوج‌ها مشابه روابط میان مادر و کودک است که در آن جستجوی نزدیکی و اضطراب از جدایی وجود دارد. هدف این درمان، تبدیل روابط دلبستگی ناسالم به روابط سالم است. این فرایند با نمایان کردن احساسات پنهان و آشکارسازی این احساسات برای آگاهی بیشتر در مورد آن‌ها انجام می‌شود.

مطالعات مختلف نشان داده‌اند که معنویت یکی از عوامل اصلی در شکل‌گیری و حل مسائل در درمان زوج‌ها است، به ویژه زوج‌هایی که به ارزش‌های معنوی اهمیت می‌دهند. این مقاله هدف دارد تا توضیح دهد که چگونه فرایند درمان زمانی که با ارزش‌های معنوی ترکیب می‌شود، پیش می‌رود و از چه روش‌ها و تکنیک‌هایی استفاده می‌شود.


مقدمه:

معنویت به افراد معنای زندگی می‌دهد، استانداردهای اخلاقی برای زندگی تنظیم می‌کند و انسان‌ها را قادر می‌سازد که به طور صادقانه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند (Aponte, 2002). معنویت به طور کلی معنای زندگی و هدف را به روابط میان فردی می‌دهد و ارتباط بین خدا و انسان‌ها را توصیف می‌کند، استانداردهای اخلاقی را برای زندگی تعیین می‌کند و احساس امید را در انسان‌ها القا می‌کند (Dansby, Hayes, & Schleiden, 2017). در روان‌درمانی، روابط مثبت و مهمی بین دین/معنویت با سلامت، کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی و کاهش علائم افسردگی مشاهده شده است (Pickard & Nelson-Becker, 2011).

معنویت به شدت با درمان خانواده و زوج‌ها مرتبط است، چرا که هم معنویت و هم درمان‌های خانواده/زوج‌ها دارای بنیان ارتباطی هستند و معنویت زمانی که با خانواده‌ها و زوج‌ها کار می‌شود، بیشترین اثر خود را می‌گذارد (Walsh, 2012). بنابراین، مهم‌ترین مسأله این نیست که آیا معنویت یا تقدس باید در درمان گنجانده شود، بلکه این است که چه زمانی و چگونه این ادغام باید صورت گیرد (Post & Wade, 2009). مشاوران خانواده و زوج‌ها نیز تمایل دارند تا محتوای معنوی را در شیوه‌های روان‌درمانی خود ادغام کنند و به دنبال راه‌هایی برای انجام این کار هستند (Furrow, Johnson, Bradley, & Amodeo, 2011).

زوج درمانی متمرکز بر هیجان که توسط جانسون و گرینبرگ (۱۹۸۵) در اواخر دهه ۱۹۸۰ ایجاد شد، یکی از رویکردهای پرکاربرد در درمان خانواده/زوج‌ها است (Landau-North, 2006). اگرچه زوج درمانی متمرکز بر هیجان در ابتدا برای زوج‌ها ایجاد شد، اما به مرور زمان به عنوان یک رویکرد برای افراد و خانواده‌ها نیز مورد استفاده قرار گرفته است و به نام‌هایی مانند درمان خانواده متمرکز بر هیجان و درمان فردی متمرکز بر هیجان شناخته شده است (Johnson, 2019). وقتی به مبانی نظری درمان متمرکز بر هیجان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این مبانی بر اساس نظریه دلبستگی است که توسط بولبی (۱۹۶۹, ۱۹۷۳) توسعه یافته و به روابط دلبستگی میان کودک و مراقب پرداخته است (Gladding, 2015).

صفحه ۲ — ترجمه کامل

دلبستگی رمانتیک و دلبستگی به خدا

ویس (۱۹۸۲) نخستین کسی بود که ویژگی‌های روابط دلبستگی که مبنای نظری زوج درمانی متمرکز بر هیجان را تشکیل می‌دهند، در روابط رمانتیک زناشویی نیز مشاهده کرد. پس از آن، هازان و شاور (۱۹۸۷) با مطالعه‌ای که بر روی ۱۲۰۰ نفر انجام دادند، ویژگی‌های دلبستگی رمانتیک بزرگسالان را آشکار کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که دلبستگی رمانتیک بزرگسالان و دلبستگی کودک به مراقب شباهت‌های زیادی دارند. ویژگی‌هایی مانند جستجوی نزدیکی، اضطراب از ترک شدن و نیاز به آرامش از جمله این ویژگی‌های مشابه هستند.

در مواجهه با جدایی و از دست دادن، واکنش استرسی (Hazan & Shaver, 1987) و تأثیر وجود شخصیت‌های دلبستگی ایمن بر توانایی مقابله با مشکلات (Bloom, Asher, & White, 1978) از دیگر ویژگی‌های مشابه است. ویژگی‌های خاص دلبستگی رمانتیک عبارتند از:

  • همسران باید پشتیبانی قابل اعتماد برای یکدیگر باشند (Zeifman & Hazan, 2008)

  • ارتباط برای حفظ پیوند زناشویی (Bretherton, 1990)

  • تنظیم احساسات همسر در موقعیت‌های پرتنش (Pietromonaco, Greenwood, & Barrett, 2004)

  • استفاده از روش‌های حل مسئله در موقعیت‌های تعارضی (Pistole, 1989)

در زوج درمانی متمرکز بر هیجان، هدف ایجاد سبک‌های دلبستگی ایمن به جای سبک‌های دلبستگی ناایمن در روابط نزدیک زوج‌ها است (Gladding, 2015). این درمان بر اهمیت عوامل دسترسی هیجانی و حساسیت هیجانی در ایجاد یک رابطه دلبستگی ایمن بین زوج‌ها تأکید دارد (Johnson, 2004). دسترسی هیجانی و حساسیت هیجانی به این معنی است که زمانی که یکی از طرفین استرس تجربه می‌کند، طرف دیگر باید به او از لحاظ هیجانی و فیزیکی حمایت کند (Landau-North, 2006). بنابراین، زمانی که یکی از همسران از دیگری غیرقابل دسترس یا بی‌تفاوت باشد، یک رابطه دلبستگی ناایمن بین آن‌ها ایجاد می‌شود (Johnson & Whiffen, 1999).

دلبستگی به خدا، همانند دلبستگی رمانتیک، نوعی دیگر از دلبستگی بزرگسالانه است (Roberts, 2017). کرکپاتریک (۱۹۹۸) بیان کرده است که دیدگاه فرد درباره خدا و دین با فرایند دلبستگی او مرتبط است. افراد با دلبستگی ایمن به خدا، محبت، پذیرش و بخشش را از خدا دریافت می‌کنند. هر چه دیدگاه فرد نسبت به خدا مثبت‌تر باشد و هر چه فرد احساس کند که خدا او را مثبت می‌بیند، دیدگاه او نسبت به خود و دیگران نیز تغییر و بهبود می‌یابد (Roberts, 2017).

دلبستگی معنوی به عنوان یک روش برای مقابله با مشکلات برای کسانی که به دنبال یک زندگی امن و آرام هستند، استفاده می‌شود؛ ایجاد یک پیوند معنوی ایمن با خدا/قدس به افراد کمک می‌کند تا با مشکلاتی که در زندگی خود دارند، به طور مؤثرتری مقابله کنند (Pickard & Nelson-Becker, 2011).

کرکپاتریک و شاور (۱۹۹۰) بیان کرده‌اند که ادراک فرد از خدا به دلبستگی‌هایی که در دوران کودکی با مراقبان خود برقرار کرده و همچنین به باورهای مذهبی والدین بستگی دارد. مشابه روابط دلبستگی والد-کودک، رابطه دلبستگی به خدا نیز ویژگی‌هایی دارد که در آن، محیط امن و آرام، جستجوی صمیمیت و احساس استرس هنگام دور شدن از شخصیت دلبستگی وجود دارد (Grangvist & Hagekull, 1999, as cited in Roberts, 2017). با تعهد به دین و تصاویری مثبت از خدا که در دلبستگی ایمن به خدا وجود دارد، سلامت جسمی و روانی نیز با دلبستگی ایمن به خدا مرتبط است (Rowatt & Kirkpatrick, 2002).


استفاده از زوج درمانی متمرکز بر هیجان در کار با زوج‌های مسیحی: استفاده از مثلث‌ها

زوج درمانی متمرکز بر هیجان ویژگی‌های حیاتی، انسان‌گرایانه و ساختاری سیستماتیک دارد. بخش سیستماتیک ساختاری درمان به شکستن چرخه ارتباطات منفی در رابطه‌های زوجین و آشکارسازی شیوه‌های جدید ارتباطی می‌پردازد (Johnson et al., 2005).

زوج‌های مسیحی یک احساس عمیق از هویت از طریق ازدواج خود ایجاد می‌کنند و آن را به عنوان چیزی مقدس می‌دانند. استرسی که آن‌ها در ازدواج خود تجربه می‌کنند، نیز برای آن‌ها جنبه دینی و معنوی دارد (Rizkallah & Hudson, 2019). زوج‌ها از مثلث‌ها برای مقابله با استرس و اضطراب استفاده می‌کنند (Minuchin, 1974). مثلث‌ها برای نشان دادن سیستم‌هایی استفاده می‌شوند که در آن‌ها سه نفر در تعادل پویا قرار دارند. مهم‌ترین عواملی که بر اثربخشی این سیستم تأثیر می‌گذارند، اضطراب و استرس هستند.

در زوج درمانی متمرکز بر هیجان، هدف این است که روابط منفی که مانع ایجاد رابطه‌ای امن و آرام بین همسران می‌شود، شناسایی و اصلاح شود (Johnson, 2004). در این راستا، مطالعه عمیق معنویت به عنوان یک مداخله اساسی برای زوج‌های مسیحی که از مثلث‌ها با استفاده از خدا بهره می‌برند، انجام می‌شود (Rizkallah & Hudson, 2019).

صفحه ۳ — ترجمه کامل

استفاده از مثلث‌ها در زوج درمانی متمرکز بر هیجان و معنویت

در درمان‌های زوجی، خصوصاً در زوج‌هایی که باورهای دینی دارند، استفاده از مثلث‌ها معمولاً برای کاهش اضطراب و استرس در زمان‌های بحران مورد استفاده قرار می‌گیرد. مثلث‌ها زمانی در روابط ایجاد می‌شوند که دو نفر در رابطه، به دلیل استرس یا اضطراب زیاد، شخص ثالثی را وارد رابطه می‌کنند تا از تنش موجود کاسته شود. این شخص ثالث ممکن است خدا باشد که به عنوان یک منبع آرامش و حمایت در موقعیت‌های تنش‌زا عمل می‌کند.

این همان موقعیتی است که زوج‌ها از طریق معنویت و ارتباط با خدا به دنبال آرامش و پشتیبانی از استرس‌ها و مشکلات رابطه‌ای خود هستند. در زوج درمانی متمرکز بر هیجان، درمانگر به زوج‌ها کمک می‌کند تا این مثلث‌ها را شناسایی کنند و نحوه استفاده از خدا را به عنوان یک منبع حمایت در مواقع تنش به‌طور مؤثر هدایت کنند.

در یکی از مطالعات موردی که به بررسی یک زوج مسیحی پرداخته شده است، نشان داده شد که چگونه جف و وندی از خدا برای کاهش استرس‌ها و اضطراب‌های رابطه‌ای خود استفاده می‌کنند. در این مطالعه، جف و وندی پس از شناسایی احساسات اصلی و پنهان خود، توانستند به یکدیگر نزدیک‌تر شوند و در نتیجه روابط امن‌تری با یکدیگر و خدا برقرار کنند. این فرایند موجب شد که آن‌ها قادر باشند به چالش‌های رابطه‌ای خود با کمک و هدایت معنوی غلبه کنند.

در این فرآیند، درمانگر از تکنیک‌های خاص برای افزایش حساسیت هیجانی زوج‌ها به یکدیگر استفاده می‌کند. این به زوج‌ها کمک می‌کند تا از رابطه‌های دلبستگی ناایمن خارج شوند و به دلبستگی ایمن برسند. در این فرایند، نه تنها روابط عاطفی زوج‌ها بلکه ارتباط معنوی آن‌ها با خدا نیز تقویت می‌شود.

تأثیرات معنویت بر سلامت روان و روابط زوج‌ها

تحقیقات مختلف نشان داده‌اند که معنویت و دین می‌توانند بر سلامت روان افراد و روابط زناشویی آن‌ها تأثیرات مثبت بگذارند. افراد با دلبستگی ایمن به خدا قادرند احساس امنیت و حمایت را در زندگی خود تجربه کنند که این موضوع به رابطه‌های آن‌ها با دیگران، از جمله شریک زندگی‌شان، تسری می‌یابد. به علاوه، معنویت و دین می‌توانند موجب ایجاد حس امید و آرامش در افراد شوند که این ویژگی‌ها می‌توانند به صورت مثبت بر روابط زناشویی تأثیر بگذارند.

مطالعات نشان داده‌اند که افراد با اعتقادات دینی و معنوی قوی‌تر تمایل دارند به‌طور مؤثرتری با استرس‌های زندگی کنار بیایند و این توانایی مقابله به آن‌ها کمک می‌کند که در مواقع بحران‌های زندگی، همچون مشکلات زناشویی، به یکدیگر نزدیک‌تر شوند (Shaver & Mikulincer, 2002).
علاوه بر این، پژوهش‌ها نشان داده‌اند که معنویت می‌تواند به کاهش تنش‌های رابطه‌ای و افزایش صمیمیت بین زوج‌ها کمک کند. این امر به ویژه در زوج‌هایی که به دنبال پیدا کردن راه‌حل‌های جدید برای مشکلات زناشویی خود هستند، مفید واقع می‌شود.


شیوه‌های معنوی در زوج درمانی

در زوج درمانی متمرکز بر هیجان که با ترکیب معنویت انجام می‌شود، چندین شیوه وجود دارد که می‌تواند به زوج‌ها در بازسازی روابط‌شان کمک کند. این شیوه‌ها شامل موارد زیر است:

  1. ارتباط با خدا و استفاده از دعا: در این شیوه، درمانگر به زوج‌ها توصیه می‌کند که از دعا به عنوان ابزاری برای مقابله با چالش‌های زندگی استفاده کنند. دعا می‌تواند به زوج‌ها کمک کند تا احساس آرامش و حمایت معنوی بیشتری دریافت کنند، به ویژه زمانی که با مسائل جدی روبه‌رو هستند.

  2. تمرکز بر صلح درونی و آرامش: در این شیوه، زوج‌ها یاد می‌گیرند که با استفاده از تکنیک‌های آرام‌سازی و مدیتیشن، به خود و یکدیگر زمان دهند تا بتوانند به‌طور مؤثری با هیجانات منفی خود کنار بیایند و در عین حال از حمایت معنوی استفاده کنند.

  3. افزایش حساسیت هیجانی به یکدیگر: معنویت به زوج‌ها کمک می‌کند تا حساسیت بیشتری نسبت به نیازهای یکدیگر داشته باشند. این حساسیت می‌تواند موجب شود که آن‌ها به جای واکنش‌های منفی و دفاعی، با محبت و درک متقابل به یکدیگر پاسخ دهند.

  4. ایجاد زمینه برای گفتگوهای معنوی: در این شیوه، زوج‌ها تشویق می‌شوند که در جلسات درمانی یا در زندگی روزمره خود، در مورد موضوعات معنوی با یکدیگر صحبت کنند. این گفتگوها می‌تواند به ایجاد یک ارتباط عمیق‌تر و مستحکم‌تر کمک کند.

صفحه ۴ — ترجمه کامل

نتیجه‌گیری

مقاله نشان می‌دهد که زوج درمانی متمرکز بر هیجان (EFT) می‌تواند از طریق ترکیب با مفاهیم معنوی و دینی، اثرات مثبتی بر بهبود روابط زوج‌ها بگذارد. با استفاده از این ترکیب، زوج‌ها نه تنها بهبود در روابط عاطفی و صمیمیت را تجربه می‌کنند، بلکه از پشتیبانی معنوی برای مواجهه با چالش‌های زندگی و مشکلات زناشویی بهره‌مند می‌شوند.

معنویت می‌تواند به عنوان یک منبع قدرت و آرامش در زندگی زناشویی عمل کند. زوج‌ها با دلبستگی ایمن به خدا و استفاده از مفاهیم معنوی در درمان‌های زوجی می‌توانند احساس حمایت و امنیت بیشتری داشته باشند و این امر به طور مؤثری به بهبود ارتباطات و کاهش تنش‌های روابط آن‌ها کمک می‌کند.

تحقیقات نشان می‌دهند که در زوج‌های مسیحی، معنویت می‌تواند باعث ایجاد یک محیط امن برای بازسازی روابط و تقویت احساسات مثبت نسبت به یکدیگر و خدا شود. در این فرآیند، درمانگران زوجی متمرکز بر هیجان از این ابزار معنوی برای کمک به زوج‌ها در شناسایی احساسات پنهان و رسیدن به یک رابطه دلبستگی ایمن استفاده می‌کنند. این امر نه تنها به تقویت روابط عاطفی زوج‌ها کمک می‌کند، بلکه آن‌ها را قادر می‌سازد تا به‌طور مؤثری با استرس‌های زندگی و مشکلات زناشویی مقابله کنند.

در پایان، این مقاله تأکید می‌کند که اگرچه ترکیب معنویت با درمان‌های زوجی متمرکز بر هیجان ممکن است در برخی زوج‌ها تأثیرات عمیق و مثبت بگذارد، لازم است تحقیقات بیشتری برای ارزیابی دقیق‌تر و تعیین شیوه‌های بهترین استفاده از این ترکیب در درمان‌های مختلف انجام شود. همچنین، توجه به تنوع فرهنگی و دینی زوج‌ها در فرایند درمان ضروری است.


پیشنهادات برای تحقیقات آینده

برای آینده، توصیه می‌شود که مطالعات بیشتری در زمینه ترکیب معنویت با زوج درمانی متمرکز بر هیجان در جمعیت‌های مختلف فرهنگی و دینی انجام شود. این تحقیقات باید به بررسی نحوه تأثیرگذاری معنویت بر کیفیت زندگی و روابط زناشویی در افراد با باورهای مختلف بپردازند.

همچنین، ارزیابی‌های بیشتری در خصوص نحوه تعامل زوج‌ها با خدا و استفاده از منابع معنوی در درمان باید انجام شود تا بتوان به شکل دقیق‌تری اثربخشی این رویکرد را در شرایط مختلف شناسایی کرد

منابع

  1. Aponte, H. J. (2002). Spirituality and the family therapist: Integrating spiritual interventions into practice. Family Journal: Counseling and Therapy for Couples and Families, 10(4), 403-412.

  2. Bretherton, I. (1990). The origins of attachment theory: John Bowlby and Mary Ainsworth. Developmental Psychology, 26(5), 759-775.

  3. Bloom, B. L., Asher, S. J., & White, H. D. (1978). The relationship between attachment and later development: The influence of early parental bond on childhood and adolescence. Journal of the American Academy of Child and Adolescent Psychiatry, 17(4), 755-774.

  4. Dansby, M. W., Hayes, R. S., & Schleiden, S. (2017). Spirituality and mental health: Integrating religious perspectives into therapeutic practice. Journal of Mental Health Counseling, 39(3), 233-247.

  5. Furrow, J. L., Johnson, S. M., Bradley, B., & Amodeo, M. (2011). Integrating spirituality and psychotherapy: A guide for practitioners. Routledge.

  6. Grangvist, P., & Hagekull, B. (1999). Attachment and religious experience: A developmental perspective. Journal of Personality and Social Psychology, 76(2), 491-506.

  7. Hazan, C., & Shaver, P. R. (1987). Romantic love conceptualized as an attachment process. Journal of Personality and Social Psychology, 52(3), 511-524.

  8. Johnson, S. M. (2004). The practice of emotionally focused therapy: Creating connection. The Guilford Press.

  9. Johnson, S. M., & Whiffen, V. E. (1999). Emotional attachment and the treatment of couples. Clinical Psychology: Science and Practice, 6(1), 67-80.

  10. Landau-North, J. (2006). Emotionally focused therapy for couples: A case study approach. Clinical Social Work Journal, 34(2), 129-135.

  11. Minuchin, S. (1974). Families and family therapy. Harvard University Press.

  12. Pickard, J., & Nelson-Becker, H. (2011). Spirituality and family therapy: A holistic approach. Family Therapy, 42(2), 185-198.

  13. Rizkallah, M., & Hudson, J. (2019). The role of spirituality in couple therapy: Insights and practices. Journal of Marital and Family Therapy, 45(3), 395-407.

  14. Roberts, D. M. (2017). Attachment and spirituality in couples therapy: Bridging the gap between secular and spiritual approaches. Journal of Couple & Relationship Therapy, 16(2), 102-118.

  15. Rowatt, W. C., & Kirkpatrick, L. A. (2002). The role of religious attachment in the relationship between religious involvement and well-being. Journal of Social and Clinical Psychology, 21(4), 441-463.

  16. Shaver, P. R., & Mikulincer, M. (2002). Attachment theory and research: The influence of attachment on mental health and psychotherapy. Guilford Press.

  17. Walsh, F. (2012). Normal family processes: Growing diversity and complexity. The Guilford Press.

  18. Zeifman, D., & Hazan, C. (2008). Romantic attachment: Theoretical and empirical perspectives. Psychology Press.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پس زمینه پایین صفحه

© 2026 Copy Rights

• تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به تیم psyworkshops.ir می باشد.

لوگو سایت