زوج‌ درمانی و سرطان - psyworkshops

زوج‌ درمانی و سرطان

دانلود مقاله: Emotionally Focused Couple Therapy in Cancer Survivor Couples with Marital and Sexual Problems

زوج درمانی متمرکز بر هیجان در زوج‌های بازمانده از سرطان با مشکلات زناشویی و جنسی

خلاصه ترجمه تک تک صفحات :

نویسندگان:
سلما ال. فن دیست، برندا ال. دن آودستن، نیل کی. آرونسون، آدری بیولن، پیتر وربون، بری آرنودسه، ژاک ژ. د. ام. فن لنکفلت

هدف مطالعه:
این پژوهش به بررسی تأثیر زوج درمانی متمرکز بر هیجان (EFCT) بر صمیمیت ادراک‌شده، هیجانات مثبت و منفی، و ارتباط زوجی در زوج‌هایی می‌پردازد که یکی از آن‌ها بازمانده از سرطان (کولورکتال یا پستان) است و با مشکلات زناشویی یا جنسی مواجه‌اند.

روش مطالعه:
این پژوهش به صورت مطالعه تک‌موردی تکرار شده انجام شد. زوج‌ها هر ۳ روز یک بار، پیش از شروع درمان و در طول درمان، پرسشنامه‌ای درباره هیجانات، صمیمیت، پاسخ‌دهی شریک عاطفی و نیازهای هیجانی مرتبط با دلبستگی را تکمیل کردند.
۱۳ زوج به طور کامل در این مطالعه شرکت کردند. تجزیه‌وتحلیل آماری با استفاده از آزمون‌های تصادفی‌سازی، رگرسیون چندبخشی و تحلیل‌های چندسطحی انجام شد.

نتایج:
پایبندی به پروتکل درمانی مناسب ارزیابی شد.
در مقایسه با خط پایه، در طول درمان، هیجانات مثبت افزایش و هیجانات منفی کاهش یافتند.
پاسخ‌دهی شریک عاطفی، صمیمیت ادراک‌شده و ابراز نیازهای هیجانی مرتبط با دلبستگی در مراحل پایانی درمان بهبود یافت.
اگرچه نتایج در سطح گروه معنادار بود، در سطح فردی تغییرات معناداری مشاهده نشد.

بحث:
این مطالعه نشان داد که درمان EFCT در بهبود احساسات و ارتباط زوجین بازمانده از سرطان تأثیر مثبتی دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد که EFCT در زوج‌هایی که با مشکلات زناشویی و جنسی دست و پنجه نرم می‌کنند، مفید است. برای تأیید بیشتر این نتایج، مطالعات بیشتری با طراحی‌های تصادفی و کنترل شده پیشنهاد می‌شود.


مقدمه:

سرطان به عنوان یک عامل استرس‌زای شدید، کیفیت رابطه‌ی زوجین را (شامل صمیمیت جنسی و احساسی) تحت تأثیر قرار می‌دهد. زوج‌هایی که دچار مشکلات رابطه‌ای هستند، نیاز به حمایت درمانی دارند تا بتوانند این مشکلات را مدیریت کنند.

درمان EFCT بر اساس نظریه دلبستگی بنا شده است و هدف آن بازسازی پیوند ایمن عاطفی بین زوجین است. این درمان شامل سه مرحله است:

  1. ارزیابی و کاهش تنش‌های رابطه‌ای

  2. تقویت تجربه‌های دلبستگی ایمن بین زوجین

  3. تحکیم پیوند عاطفی جدید در زندگی روزمره


روش تحقیق:

  • مطالعه به صورت طولی و با اندازه‌گیری‌های مکرر انجام شد.

  • شرکت‌کنندگان: زوج‌هایی که طی ۱۲ ماه تا ۵ سال پیش درمان سرطان خود را به پایان رسانده بودند.

  • درمان شامل ۱۲ جلسه در طول ۲۰ هفته بود.

  • ابزار سنجش: پرسشنامه‌ای با ۳۶ سؤال که هر سه روز یک بار توسط هر دو شریک تکمیل می‌شد.


نتایج کلیدی:

  • هیجان‌های مثبت افزایش یافت و هیجان‌های منفی کاهش.

  • پاسخ‌دهی شریک عاطفی و ابراز نیازهای هیجانی در مراحل پایانی درمان بهبود داشت.

  • در سطح گروه، درمان مؤثر بود؛ اما در سطح فردی، تغییر معناداری دیده نشد.

  • صمیمیت و پویایی‌های رابطه‌ای، روند مثبتی داشت اما همه‌ی نتایج در آزمون‌های تصادفی‌سازی معنادار نبود.


نتیجه‌گیری:

مطالعه‌ی حاضر شواهدی امیدوارکننده برای اثربخشی EFCT در بهبود صمیمیت و مقابله‌ی زوجی در بازماندگان سرطان و شریک‌های عاطفی‌شان فراهم کرد. پیشنهاد می‌شود مطالعات آینده با نمونه‌های بزرگ‌تر و روش‌های پژوهشی دقیق‌تر (مثل کارآزمایی‌های تصادفی کنترل‌شده) انجام شود.

ترجمه کامل تمام صفحات مقاله :

صفحه ۱ — ترجمه کامل

زوج درمانی متمرکز بر هیجان در زوج‌های بازمانده از سرطان با مشکلات زناشویی و جنسی: طراحی آزمایشی تک‌موردی تکرار شده

نوع مقاله: پژوهش اصلی
منتشر شده در: ۲ مه ۲۰۲۳
شناسه دیجیتال (DOI): 10.۳۳۸۹/fpsyg.2023.1123821
دسترسی: آزاد

ویراستار:
تانیا براندائو
مؤسسه دانشگاهی علوم روان‌شناختی، اجتماعی و علوم زندگی (ISPA)، پرتغال

بررسی شده توسط:
کریستینا کامیلو، مؤسسه دانشگاهی ISCTE، لیسبون، پرتغال
سونیا برامانتی، دانشگاه چییتی و پسکارا، ایتالیا

نویسندگان:
سلما ال. ون دیست، برندا ال. دن آودستن، نیل ک. آرونسون، آدری بیولن، پیتر وربون، بری آرنودسه، ژاک ژ. د. م. ون لنکفلت

  • ۱ دپارتمان روان‌شناسی بالینی، دانشگاه آزاد هلند، هیرلن، هلند

  • ۲ دپارتمان روان‌شناسی پزشکی و بالینی، دانشگاه تیلبورگ، تیلبورگ، هلند

  • ۳ دپارتمان تحقیقات روان-اجتماعی، دانشگاه آمستردام، آمستردام، هلند

  • ۴ دانشکده سلامت، پزشکی و علوم زندگی، دانشگاه ماستریخت، ماستریخت، هلند

  • ۵ دپارتمان روش‌شناسی و آمار، دانشگاه آزاد هلند، هیرلن، هلند

  • ۶ مشاور، اویسترویک، هلند

مکاتبه با:
ژاک ژ. د. م. ون لنکفلت
ایمیل: jacques.vanlankveld@ou.nl

دریافت مقاله: ۱۴ دسامبر ۲۰۲۲
پذیرش مقاله: ۳ آوریل ۲۰۲۳
انتشار: ۲ مه ۲۰۲۳


چکیده

هدف:
پژوهش حاضر، تأثیر زوج درمانی متمرکز بر هیجان (EFCT) را بر صمیمیت ادراک‌شده، هیجان‌ها و ارتباط زوجی در زوج‌هایی که یکی از آن‌ها از سرطان روده بزرگ یا سرطان پستان نجات یافته است و با چالش‌های رابطه‌ای مواجه‌اند، بررسی می‌کند.

روش:
در این مطالعه طولی و تک‌موردی تکرار شده، هیجان‌های مثبت و منفی، صمیمیت، پاسخ‌دهی شریک زندگی و ابراز نیازهای هیجانی مبتنی بر دلبستگی هر سه روز یک بار قبل و در طول درمان گزارش شدند.
۱۳ زوج برای کل دوره مطالعه شرکت داشتند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تصادفی‌سازی، رگرسیون چندبخشی و تحلیل‌های چندسطحی انجام شد.

نتایج:
پایبندی به پروتکل درمانی ارزیابی شد و مناسب بود. در مقایسه با خط پایه، در طول درمان، تأثیرات مثبتی بر متغیرهای هیجانی مشاهده شد: هیجان‌های مثبت افزایش یافت و هیجان‌های منفی کاهش پیدا کرد. پاسخ‌دهی شریک زندگی، صمیمیت ادراک‌شده و ابراز نیازهای هیجانی مبتنی بر دلبستگی بهبود یافت، اما این بهبودها فقط در مراحل بعدی درمان مشاهده شد. نتایج در سطح گروه معنادار بود ولی در سطح فردی نبود.

بحث:
این مطالعه نشان داد که EFCT بر متغیرهای هیجانی و رابطه‌ای در زوج‌های بازمانده از سرطان تأثیر مثبت دارد. این یافته‌ها لزوم تحقیقات بیشتر، از جمله کارآزمایی‌های بالینی تصادفی، برای تأیید این اثرات EFCT در زوج‌های بازمانده از سرطان که مشکلات زناشویی و جنسی دارند را تأکید می‌کند.

واژگان کلیدی:
زوج درمانی، درمان متمرکز بر هیجان، اثربخشی، طراحی آزمایشی تک‌موردی، سرطان، صمیمیت، پویایی‌های رابطه‌ای

صفحه ۲ — ترجمه کامل

مقدمه

سرطان یک عامل استرس‌زای شدید در زندگی افراد است و می‌تواند تأثیر منفی بر کیفیت روابط صمیمی، از جمله صمیمیت جنسی و توانایی ارتباط با شریک زندگی داشته باشد (Manne و همکاران، ۲۰۱۰؛ Sadovsky و همکاران، ۲۰۱۰).
در مطالعه حاضر، ما به بررسی تأثیر زوج درمانی متمرکز بر هیجان (EFCT) بر جنبه‌های کلیدی رابطه‌ی زوج‌های بازمانده از سرطان پرداختیم، با استفاده از طراحی آزمایشی تک‌موردی تکرار شده (R-SCED).

دریافت تشخیص سرطان و طی کردن مراحل تشخیص و درمان می‌تواند اثرات منفی عمده‌ای بر سلامت جسمی و روانی بیمار، کیفیت زندگی او و همچنین کیفیت زندگی شریک زندگی‌اش داشته باشد (Fortin و همکاران، ۲۰۲۱؛ Young و همکاران، ۲۰۲۲).
اضطراب روان‌شناختی تجربه شده توسط زوج‌هایی که با سرطان مواجه هستند، به شدت تحت تأثیر میزان صمیمیت رابطه‌ای آن‌ها قرار دارد (Manne و همکاران، ۲۰۱۰). صمیمیت به نحوه‌ای که زوج‌ها نگرانی‌های مرتبط با سرطان را با یکدیگر در میان می‌گذارند بستگی دارد و همچنین به میزانی که از گفت‌وگو درباره این نگرانی‌ها اجتناب می‌کنند.

یک رابطه‌ی شریک زندگی ایمن و حمایتگر می‌تواند به افراد در مواجهه با اضطراب‌های روزمره کمک کند (Lebow و همکاران، ۲۰۱۲).
در مقابل، مشکلات و تنش‌های رابطه‌ای می‌تواند توانایی مقابله با چالش‌های جسمی و به ویژه چالش‌های احساسی را تضعیف کند. ظرفیت تنظیم هیجان در هر دو شریک زندگی برای این موضوع حیاتی در نظر گرفته می‌شود (Rimé، ۲۰۰۹)، و مشخص شده است که تنظیم هیجانی بین فردی از تنظیم هیجانی درون فردی مؤثرتر است (Levy-Gigi و Shamay-Tsoory، ۲۰۱۷).
بنابراین، شناسایی مشکلات رابطه‌ای و جنسی در زوج‌های پس از درمان سرطان و ارائه‌ی حمایت برای این مشکلات اهمیت دارد، زیرا این امر توانایی آن‌ها در مقابله با اضطراب‌های مرتبط با سرطان را افزایش می‌دهد.

زوج درمانی متمرکز بر هیجان (EFCT) یک رویکرد مبتنی بر شواهد برای بهبود کیفیت روابط زوجین است که پس از تحلیل‌های دقیق فرآیندهای تغییر درمانی توسعه یافته است (Johnson و Talitman، ۱۹۹۷؛ Johnson و Wittenborn، ۲۰۱۲؛ Wiebe و Johnson، ۲۰۱۶؛ Johnson، ۲۰۱۹b).
این رویکرد بر اساس نظریه دلبستگی بنا شده است که بر اساس آن، پیوند عاطفی ایمن با شریک زندگی یک نیاز اساسی در روابط زوجی محسوب می‌شود (Hazan و Shaver، ۱۹۸۷؛ Mikulincer و Shaver، ۲۰۰۷؛ Péloquin و همکاران، ۲۰۱۴؛ Sutton، ۲۰۱۹).
پیوند ایمن به فرد کمک می‌کند تا اعتمادبه‌نفس داشته باشد، خلاق باشد، دنیا را کشف کند و مهارت‌های مقابله با چالش‌های زندگی را توسعه دهد (Johnson، ۲۰۱۹b).

در EFCT، تعارض‌ها در روابط زوجین به عنوان اختلال در پیوند دلبستگی، ناتوانی در تنظیم هیجان، و فراخوانی برای پاسخ‌دهی هیجانی شریک زندگی تعبیر می‌شود (Vanhee و همکاران، ۲۰۱۸؛ Johnson، ۲۰۱۹a).
EFCT بر بازسازی پیوند دلبستگی تمرکز دارد (Byrne و همکاران، ۲۰۰۴). این هدف از طریق فرآیندی متشکل از سه مرحله دنبال می‌شود:

۱. ارزیابی و کاهش تنش‌های رابطه‌ای (De-escalation) ۲. تشویق و تقویت تجربیات دلبستگی ایمن بین زوجین ۳. تحکیم پیوند جدید و ایمن در زندگی روزمره

این مراحل شامل ۹ گام هستند:

  • ارزیابی مسائل

  • شناسایی چرخه‌های منفی تعامل

  • تسهیل دسترسی به احساسات پنهان

  • بازتعریف مشکلات بر اساس احساسات زیرین

  • تشویق به شناخت نیازها و احساسات

  • پذیرش تجربیات یکدیگر

  • ابراز نیازها

  • ایجاد راه‌حل‌های جدید

  • تحکیم موقعیت‌های جدید

مطالعات فرایندها دو عنصر کلیدی فعال در EFCT برای بازسازی پیوند دلبستگی را شناسایی کرده‌اند (Lebow و همکاران، ۲۰۱۲).
یک عنصر شامل ترمیم تجربیات هیجانی منفی در مرحله اول درمان است.
عنصر دیگر، ایجاد الگوهای جدید تعامل بین زوجین است، مانند ابراز نیازهای مبتنی بر دلبستگی و پاسخ به نیازهای شریک زندگی، با هدف بهبود ظرفیت تنظیم هیجان زوج.

اهداف اصلی EFCT عبارتند از:

  • گسترش واکنش‌های هیجانی محدودکننده که باعث ایجاد الگوهای منفی تعامل می‌شوند.

  • بازسازی تعاملات به گونه‌ای که شرکا بیشتر در دسترس و پاسخگو نسبت به یکدیگر شوند.

  • تقویت چرخه‌های مثبت حمایت و مراقبت (Johnson و Zuccarini، ۲۰۱۰).

مهم‌ترین نتایج درمان موفق EFCT شامل بهبود تنظیم هیجان، تقویت پیوند دلبستگی و افزایش سطح صمیمیت ادراک‌شده است.
پژوهش‌ها نشان می‌دهد که پاسخ‌دهی شریک زندگی و صمیمیت، به شدت با یکدیگر مرتبط هستند (Laurenceau و همکاران، ۱۹۹۸؛ Debrot و همکاران، ۲۰۱۲).
بهبودهای تنظیم هیجان در این مطالعه با کاهش هیجان‌های منفی و افزایش هیجان‌های مثبت در واکنش به رویدادها و موقعیت‌های استرس‌زا نمایش داده شد (Johnson و Talitman، ۱۹۹۷).
پیوند دلبستگی قوی‌تر نیز با افزایش ابراز نیازهای هیجانی و افزایش پاسخ‌دهی شریک زندگی به این نیازها همراه است (Wiebe و همکاران، ۲۰۱۷).
صمیمیت احساسی شامل تجربه احساسات شدید نزدیکی، ارتباط و پیوند است (Sternberg، ۱۹۸۶).

صفحه ۳ — ترجمه کامل

اثربخشی EFCT در بهبود کیفیت روابط صمیمی و همچنین تاب‌آوری هیجانی، در زوج‌هایی که یکی از آن‌ها مبتلا به افسردگی است، نشان داده شده است (Dessaulles و همکاران، ۲۰۰۳؛ Denton و همکاران، ۲۰۱۲).
همچنین در زوج‌هایی که با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یا اضطراب مواجه‌اند نیز اثربخشی این درمان مشاهده شده است (Greenman و Johnson، ۲۰۱۲؛ Johnson، ۲۰۱۹b).
با اندازه‌ی اثر متوسط ​​Cohen’s d = 1.3 که در چندین فراتحلیل گزارش شده است (Byrne و همکاران، ۲۰۰۴؛ Wiebe و Johnson، ۲۰۱۶؛ Rathgeber و همکاران، ۲۰۱۹)، EFCT یکی از مؤثرترین مداخلات زوج‌درمانی شناخته شده در ادبیات تخصصی است.

با این حال، تنها تعداد کمی از مطالعات به بررسی اثرات EFCT در جمعیت‌های مبتلا به سرطان پرداخته‌اند.
برخی مطالعات موردی نتایجی را در مورد زوج‌های فردی که با سرطان روبه‌رو بوده‌اند، توصیف کرده‌اند (McLean و Hales، ۲۰۱۰؛ Adamson، ۲۰۱۳؛ Grayer، ۲۰۱۶).
Naaman (۲۰۰۸) در یک مطالعه‌ی آزمایشی تصادفی بر روی ۱۲ زوج مبتلا به سرطان پستان، بهبود احساس ارتباط و افشای هیجانی را گزارش داد.
McLean و همکاران (۲۰۰۸) در یک مطالعه‌ی آزمایشی با ۱۶ زوج که با سرطان پیشرفته مواجه بودند، بهبود چشمگیری در رضایت زناشویی هر دو شریک زندگی پس از درمان EFCT مشاهده کردند.
در مطالعه‌ای دیگر که توسط همین گروه تحقیقاتی انجام شد (McLean و همکاران، ۲۰۱۳) و شامل ۴۲ زوج با سرطان پیشرفته بود، عملکرد زناشویی در بیماران و مراقبان آن‌ها پس از مداخله‌ی EFCT در مقایسه با مراقبت‌های استاندارد بهبود یافت.
Nicolaisen و همکاران (۲۰۱۸) نیز اثرات مثبت بر تنظیم رابطه‌ای را در یک مطالعه‌ی تصادفی کنترل شده بر روی ۱۹۸ زوج مبتلا به سرطان پستان، پس از دریافت مداخله‌ی مبتنی بر دلبستگی، گزارش کردند.

با وجود این یافته‌های امیدوارکننده، بررسی‌های بیشتری درباره‌ی EFCT در جمعیت‌های مختلف بیماران سرطانی لازم است — بررسی‌هایی که بر نتایج درمانی مبتنی بر نظریه دلبستگی EFCT تمرکز داشته باشند؛ از جمله صمیمیت، پاسخ‌دهی شریک زندگی، و ابراز نیازهای هیجانی مبتنی بر دلبستگی.

مطالعه‌ی حاضر بر این نتایج درمانی EFCT در زوج‌هایی که با سرطان کولورکتال یا پستان روبه‌رو هستند، با استفاده از طراحی آزمایشی تک‌موردی تکرار شده (R-SCED) متمرکز است.
اصطلاح «تک‌موردی» در اینجا به معنای بررسی شرکت‌کننده یا زوج به عنوان واحد تحقیق است.
شرکت‌کنندگان در پژوهش‌های آزمایشی تک‌موردی، داده‌های کنترلی خود را فراهم می‌کنند (Smith، ۲۰۱۲).
طراحی‌های SCED در مراحل اولیه‌ی توسعه و تأیید مداخلات درمانی نقش مهمی دارند و به عنوان انتخاب نخست برای آزمون درمان‌های جدید یا درمان‌های معتبر در یک جمعیت جدید توصیه می‌شوند، چرا که به بررسی معنی‌داری اثرات درمانی در هر فرد اجازه می‌دهند و در عین حال، بار اخلاقی ناشی از قرار دادن افراد در گروه انتظار (کنترل) را حذف می‌کنند (Smith، ۲۰۱۲).
همچنین طراحی‌های SCED با افزایش تأکید بر شخصی‌سازی درمان‌های روان‌شناختی متناسب هستند؛ به جای مدل‌های کلی که برای جمعیت‌های گسترده طراحی شده‌اند (Wright و Woods، ۲۰۲۰).

تکرار مطالعه‌ی تک‌موردی در گروهی بزرگ‌تر از شرکت‌کنندگان در یک جمعیت پژوهشی یکسان، امکان بررسی اثرات مداخله در سطح گروه را فراهم می‌کند.
طراحی‌های R-SCED برای بررسی نتایج مداخلات مختلفی به کار رفته‌اند؛ از جمله درمان طرح‌واره برای افسردگی مزمن (Renner و همکاران، ۲۰۱۶) و درمان مبتنی بر اینترنت برای درد مزمن (Wurm و همکاران، ۲۰۱۷).

در مطالعه‌ی حاضر، ما این فرضیه را مطرح کردیم که EFCT در تنظیم هیجان تأثیر مثبت خواهد داشت — به طوری که در مرحله‌ی اول درمان («کاهش تنش‌های رابطه‌ای») هیجانات مثبت افزایش و هیجانات منفی کاهش یابد.
همچنین فرض کردیم که در مراحل بعدی درمان («تقویت پیوند دلبستگی ایمن» و «تحکیم پیوند جدید») EFCT موجب بهبود کیفیت پیوند دلبستگی در هر دو شریک زندگی خواهد شد، که این موضوع از طریق افزایش پاسخ‌دهی شریک زندگی، ابراز نیازهای هیجانی مبتنی بر دلبستگی، و افزایش صمیمیت ادراک‌شده با شریک زندگی سنجیده می‌شود.

صفحه ۴ — ترجمه کامل

مواد و روش‌ها

طراحی مطالعه

این مطالعه‌ی طولی با اندازه‌گیری‌های مکرر، از طراحی آزمایشی تک‌موردی تکرار شده (R-SCED) استفاده کرد تا تأثیر زوج درمانی متمرکز بر هیجان (EFCT) را برای زوج‌هایی که یکی از آن‌ها تحت درمان سرطان قرار گرفته و با مشکلات رابطه‌ای مواجه هستند، بررسی کند.
شاخص‌های ارزیابی شامل تنظیم هیجان، کیفیت پیوند دلبستگی، و صمیمیت ادراک‌شده بودند.

شرکت‌کنندگان

شرکت‌کنندگان واجد شرایط باید درمان اولیه‌ی خود برای سرطان کولورکتال یا پستان را بین ۱۲ ماه تا ۵ سال پیش به پایان رسانده بودند و عود بیماری نداشته باشند. علاوه بر این، آن‌ها باید بین ۱۸ تا ۷۵ سال سن داشته و حداقل سه ماه با شریک زندگی خود در رابطه‌ی عاشقانه بوده باشند. هر دو شریک زندگی باید موافقت می‌کردند که تحت درمان قرار گیرند.

زوج‌های واجد شرایط در غربالگری اولیه باید نمره‌ی مثبت برای پریشانی رابطه‌ای دریافت می‌کردند، که با استفاده از پرسشنامه‌ی ازدواج مودسلی (MMQ) ارزیابی شد (نمره‌ی بیشتر از ۲۰ در زیرمقیاس نارضایتی زناشویی؛ Arrindell و همکاران، ۱۹۸۳).
همچنین آن‌ها باید در مقیاس مقابله‌ی زوجی، نمره‌ای پایین‌تر از میانگین می‌داشتند که با استفاده از نسخه‌ی اصلاح‌شده‌ی مقیاس سازگاری زوجی (RDAS؛ نمره‌ی کمتر از ۴۸؛ Busby و همکاران، ۱۹۹۵) ارزیابی شد.
برای ویژگی‌های روان‌سنجی این ابزارها، به جدول ۱ مراجعه کنید.

معیارهای حذف شامل سطح بالای اضطراب یا افسردگی در هر یک از شرکا بود، تا تمرکز درمانی مختل نشود (اندازه‌گیری شده با مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی HADS، نمرات بالاتر از ۱۱) (Zigmond و Snaith، ۱۹۸۳؛ Bjelland و همکاران، ۲۰۰۲؛ Mitchell و همکاران، ۲۰۱۰).
همچنین تسلط ناکافی به زبان هلندی، نداشتن دسترسی به اینترنت برای تکمیل پرسشنامه‌ها، و دریافت درمان همزمان که بر بهبود عملکرد رابطه‌ای متمرکز باشد، از معیارهای حذف بودند.
زوج‌هایی که واجد شرایط نبودند، درباره‌ی گزینه‌های درمانی دیگر مطلع شدند.

روند اجرا

بازماندگان سرطان در ۱۱ بیمارستان و مرکز سرطان در هلند که در درمان سرطان کولورکتال و پستان تخصص داشتند، توسط پزشک معالج خود درباره‌ی امکان شرکت در این مطالعه آگاه شدند.
زوج‌های علاقه‌مند اطلاعاتی درباره‌ی اهداف پژوهش، پروتکل درمانی و الزامات مشارکت دریافت کردند. سپس بیماران واجد شرایط ارزیابی اولیه‌ای درباره‌ی مشکلات رابطه‌ای، مشکلات صمیمیت، و ارتباطات غیرحمایتی انجام دادند و تأیید کردند که شریک زندگی‌شان نیز موافقت دارد در درمان EFCT و مطالعه شرکت کند.
مجوز اخلاقی این مطالعه از کمیته‌ی بررسی اخلاقی بیمارستان زویدرلند در هیرلن، هلند دریافت شد.

مداخله

برای این مطالعه، پروتکلی بر اساس سه مرحله‌ی EFCT (کاهش تنش چرخه‌ای؛ حمایت از پیوند دلبستگی ایمن؛ تحکیم) و ۹ گام EFCT (Johnson، ۲۰۱۹b) توسعه داده شد.
درمان شامل ۱۲ جلسه در طول یک دوره‌ی ۲۰ هفته‌ای بود. ارائه‌دهندگان خدمات درمانی که در این مطالعه شرکت داشتند، همگی درمانگران مجاز EFCT بودند.
پروتکل درمانی به طور جامع توضیح داده شد تا بیشترین یکنواختی در مداخله‌ی درمانی در میان درمانگران حفظ شود.
زمانی که درمان وارد مرحله‌ی دوم شد («حمایت از پیوند دلبستگی ایمن»)، درمانگر این موضوع را به تیم تحقیقاتی گزارش می‌کرد تا این نقطه به عنوان مرجع در تجزیه‌وتحلیل داده‌ها ثبت شود.

ارزیابی

در طول ۲۰ هفته‌ی مشارکت زوج‌ها در مطالعه، هر دو شریک زندگی هر سه روز یک‌بار ایمیلی برای تکمیل یک پرسشنامه‌ی آنلاین ۳۶‌سؤالی دریافت می‌کردند که از این پس «پرسشنامه‌ی هیجان و پویایی‌ها (ADQ)» نامیده می‌شود.
هر دو شریک زندگی یادآوری را روی تلفن همراه خود دریافت می‌کردند.
از آن‌ها خواسته شده بود پرسشنامه را به صورت مستقل تکمیل کنند و تنها در صورت تمایل، پس از تکمیل درباره‌ی پاسخ‌های خود گفت‌وگو کنند.

پرسشنامه‌ی ADQ شامل آیتم‌های انتخاب شده از پرسشنامه‌های معتبر بود، از جمله فهرست هیجان‌های مثبت و منفی (PANAS؛ Crawford و Henry، ۲۰۰۴) و ارزیابی شخصی صمیمیت در روابط (PAIR؛ Schaefer و Olson، ۱۹۸۱)، با استفاده از مقیاس‌های لیکرت هفت‌نقطه‌ای.
پاسخ‌ها از ۱ («اصلاً») تا ۷ («بسیار زیاد») متغیر بودند. موقعیت‌های میانی بدون برچسب بودند.
ADQ موارد زیر را اندازه‌گیری می‌کند:

  • هیجان‌های مثبت و منفی («من احساس می‌کنم… شاد / مضطرب»)

  • صمیمیت (۴ آیتم: «نسبت به شریک زندگی‌ام احساس… صمیمیت عاطفی دارم»)

  • میل به صمیمیت جنسی (۲ آیتم: «در این لحظه احساس… میل جنسی دارم»)

  • نیازهای هیجانی مبتنی بر دلبستگی (۳ آیتم: «در این لحظه… من نیاز دارم شریکم در کنارم باشد»)

  • پاسخ‌دهی شریک زندگی (۴ آیتم: «در این لحظه… من حمایت هیجانی مورد نیازم را از شریکم دریافت می‌کنم»)

این پرسشنامه در تحقیقات پیشین تیم تحقیقاتی استفاده شده بود (van Lankveld و همکاران، ۲۰۱۸).

پرسشنامه‌ی ۲۰ آیتمی مودسلی (MMQ) برای سنجش نارضایتی زناشویی، نارضایتی جنسی و نارضایتی کلی از زندگی استفاده شد.
مقیاس‌های لیکرت ۹ نقطه‌ای (۰ تا ۸) به کار رفت. امتیازات بالاتر نشان‌دهنده‌ی نارضایتی بیشتر است. بازه‌ی زمانی مرجع: ۲ هفته‌ی گذشته.
آمارهای پایایی رضایت‌بخش بودند، با آلفای کرونباخ بین ۰.۶۰ تا ۰.۸۸ (Hendriks و همکاران، ۱۹۹۱).

مقیاس ۱۴ آیتمی سازگاری زوجی بازنگری شده (RDAS) برای سنجش کیفیت عملکرد رابطه به کار رفت. از مقیاس‌های لیکرت ۵ یا ۶ نقطه‌ای استفاده شد (۰ تا ۵ / ۰ تا ۶).
امتیازات بالاتر نشان‌دهنده‌ی پایداری و رضایت بیشتر است. بازه‌ی زمانی مرجع: «در رابطه‌ی کنونی.»
آمارهای پایایی عالی بود، با آلفای کرونباخ ۰.۹۰ (Busby و همکاران، ۱۹۹۵).

پرسشنامه‌های تعیین صلاحیت مطالعه (MMQ، RDAS، HADS) پس از پایان درمان و پس از ۲۶ هفته پیگیری تکرار شدند.
این پرسشنامه‌ها فقط برای اهداف توصیفی استفاده شدند.
برای مشاهده‌ی جدول زمانی ارزیابی‌ها طی دوره‌ی تحقیق، به شکل ۱ مراجعه کنید.

صفحه ۵ — ترجمه کامل

پایبندی به درمان

برای بررسی میزان پایبندی به پروتکل درمان، دو دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد هلند، بررسی‌های مربوط به وفاداری به روند درمان را انجام دادند.
ضبط‌های صوتی جلسات درمانی با مراحل توضیح داده شده در پروتکل EFCT برای هر جلسه مقایسه شد، مطابق با پیشنهادهای Johnson و Wittenborn (۲۰۱۲) و با استفاده از مقیاس وفاداری درمانگر در EFCT (EFT-TFS؛ Denton و همکاران، ۲۰۰۹).

جلسات به صورت تصادفی انتخاب شده، ضبط صوتی شده (با رضایت قبلی شرکت‌کنندگان)، به طور کامل رونویسی شده و بر اساس پروتکل EFCT ارزیابی شدند.
دانشجویان تحت نظارت یک دانشجوی دکتری (AB) بودند.
یازده جلسه به این ترتیب ضبط و بررسی شد.
حد آستانه برای کفایت قابلیت اعتماد بین ارزیاب‌ها (IRR) در ۸۰٪ تعیین شده بود (Lahey و همکاران، ۱۹۸۳).
ده جلسه این معیار را برآورده کردند، با IRR بین ۸۲٪ تا ۹۸٪، و فقط یک جلسه امتیاز پایین‌تری (IRR = ۶۸٪) کسب کرد.
تمام جلسات ارزیابی شده حداقل میزان ۷۵٪ انطباق با پروتکل EFCT را داشتند (محدوده: ۷۶.۷٪ تا ۱۰۰٪)، که مطابق با استانداردهای تعیین شده توسط Denton و همکاران (۲۰۰۹) بود.
برای نتایج بررسی‌های وفاداری درمان، به جدول ۱ مراجعه کنید.

تحلیل‌های آماری

تحلیل عاملی تأییدی بر روی داده‌های ADQ (هیجان، صمیمیت، و تعاملات زوجی) انجام شد تا ابعاد پرسشنامه بررسی و ساختار عوامل در مجموعه داده‌های چندسطحی تأیید شود.
همبستگی‌ها بین عوامل شناسایی شده برای تمامی متغیرهای نتایج (هیجان مثبت، هیجان منفی، صمیمیت ادراک‌شده، ابراز نیازهای هیجانی، پاسخ‌دهی شریک زندگی) محاسبه شد تا ارتباط‌های زیرین بین متغیرهای مختلف روشن شود.
برای این تحلیل‌ها، از بسته‌ی Lavaan در نرم‌افزار R استفاده شد (Schmitt، ۲۰۱۱).

مطابق با طراحی R-SCED، نتایج فردی برای هر متغیر بررسی شد تا اثرات درمان EFCT ارزیابی شود.
در مرحله‌ی اولیه، تحلیل‌های رگرسیون چندبخشی (PWR) بر روی داده‌های فردی انجام شد تا بخش‌های «قبل» و «حین» درمان برای پنج متغیر نتیجه (هیجان مثبت، هیجان منفی، صمیمیت ادراک‌شده، ابراز نیازهای هیجانی، پاسخ‌دهی شریک زندگی) ارزیابی و مقایسه شود.

در مرحله‌ی دوم، داده‌های زوج‌ها با یکدیگر مقایسه شد تا بررسی شود که آیا تغییرات در متغیرهای تعیین‌شده‌ی یک فرد، با تغییرات مشابهی در شریک زندگی او در همان بازه زمانی همبستگی دارد یا نه.
برای این کار، محاسبات کوواریانس استفاده شد.

سومین مرحله، برای تحلیل‌های در سطح گروه بود. تحلیل‌های رگرسیون چندسطحی PWR (Pustejovsky و همکاران، ۲۰۱۴؛ Moeyaert و همکاران، ۲۰۱۸) و آزمون‌های تصادفی‌سازی چندسطحی (Heyvaert و Onghena، ۲۰۱۴؛ Solmi و Onghena، ۲۰۱۴) روی داده‌های ترکیبی همه‌ی شرکت‌کنندگان انجام شد.
تحلیل‌ها ابتدا برای هر متغیر نتیجه به طور جداگانه انجام شد.
سپس، با استفاده از آزمون‌های چندمتغیره‌ی چندسطحی (آزمون تصادفی‌سازی و تحلیل مدل انتقال)، متغیرهای نتیجه در دو دسته تجمیع شدند:

  • متغیر هیجانی (Affect): ترکیب هیجان مثبت و معکوس هیجان منفی

  • متغیر پویایی‌های رابطه‌ای (Relationship Dynamic): شامل صمیمیت، پاسخ‌دهی شریک زندگی و نیازهای هیجانی مبتنی بر دلبستگی

طبق مدل نظری EFCT، تمرکز مرحله‌ی اول درمان بر کاهش هیجان‌های منفی است و تمرکز در مرحله‌های بعدی بر ایجاد امنیت بیشتر در ارتباطات، بهبود ابراز نیازهای هیجانی، و افزایش پاسخ‌دهی شریک زندگی قرار دارد.
بر اساس این چارچوب درمانی، انتظار می‌رفت تغییر مثبت در سطح هیجانی در اوایل روند درمان (بلافاصله پس از دوره‌ی پایه) مشاهده شود؛ و تغییر مثبت در متغیرهای پویایی‌های رابطه‌ای در مرحله‌ی دوم درمان (پس از دوره‌ی پایه و مرحله‌ی اول درمان).

بنابراین، «لحظه‌ی تغییر» برای تحلیل آماری متغیر Affect ابتدای درمان در نظر گرفته شد (بلافاصله پس از دوره‌ی پایه) و برای متغیرهای پویایی‌های رابطه‌ای، شروع مرحله‌ی دوم درمان.
سطح معناداری برای تمامی تحلیل‌های آماری ۰.۰۵ تعیین شد، مگر در مواردی که به شکل دیگری بیان شده باشد.

برای گنجاندن شرکت‌کنندگان در تحلیل‌های آماری، حداقل پنج اندازه‌گیری در دوره‌ی پایه و پنج اندازه‌گیری پس از شروع درمان مورد نیاز بود (Peng و Chen، ۲۰۱۸؛ De و همکاران، ۲۰۲۰).

صفحه ۶ — ترجمه کامل

نتایج

شرکت‌کنندگان

۳۰ زوج دگرجنس‌گرا برای شرکت در مطالعه غربالگری شدند.
۳ زوج به دلیل شرایط شخصی (مانند مشغله کاری یا برنامه‌های سفر) درمان را آغاز نکردند.
میانگین سن ۲۷ زوج باقی‌مانده، ۵۸.۷ سال (انحراف معیار = ۱۰.۶؛ بازه‌ی سنی ۳۷ تا ۸۰ سال) و میانگین مدت زمان رابطه ۲۷.۴ سال (انحراف معیار = ۱۵.۲؛ بازه ۴ تا ۵۶ سال) بود.

از میان این ۲۷ زوجی که وارد درمان شدند، ۲۱ زوج تمام ۱۲ جلسه‌ی درمانی را مطابق با پروتکل پژوهش تکمیل کردند.
۶ زوج دیگر بین یک تا شش جلسه حضور داشتند و سپس درمان را قطع کردند.
دلایل توقف درمان شامل پایان رابطه‌ی عاشقانه، مشکلات دیگر روانی، شدت بالای تجربه‌ی درمان، یا ناتوانی در تطبیق درمان و الزامات پژوهشی با تعهدات کاری بود.
پایبندی پایین به تکمیل ارزیابی‌ها، علیرغم یادآوری‌های مکرر برای تکمیل پرسشنامه‌ی ADQ، منجر به داده‌های ناقص و کنار گذاشته شدن داده‌های ۸ زوج از تحلیل‌های آماری شد.
در نهایت، ۱۳ زوج حداقل پنج ارزیابی در دوره‌ی پایه و پنج ارزیابی پس از شروع درمان را تکمیل کردند (Peng و Chen، ۲۰۱۸؛ De و همکاران، ۲۰۲۰).

میانگین سن این ۲۶ شرکت‌کننده، ۵۸.۴ سال (انحراف معیار = ۱۲.۰) و میانگین مدت زمان رابطه ۲۸.۳ سال (انحراف معیار = ۱۸.۵) بود.
از میان بازماندگان سرطان:

  • ۹ نفر سرطان روده بزرگ داشتند (۷ مرد و ۲ زن)،

  • ۲ مرد سرطان راست‌روده،

  • و ۲ زن سرطان پستان را تجربه کرده بودند.

سطوح اضطراب و افسردگی قبل از درمان در محدوده‌ی «مرزی بالا» قرار داشت:

  • اضطراب: میانگین = ۹.۵، انحراف معیار = ۴.۱

  • افسردگی: میانگین = ۱۰.۴، انحراف معیار = ۳.۶
    (Bjelland و همکاران، ۲۰۰۲)

پیش از درمان، شرکت‌کنندگان نمرات بالایی در زیرمقیاس نارضایتی زناشویی پرسشنامه مودسلی داشتند:

  • میانگین = ۲۲.۱، انحراف معیار = ۱۲.۵
    (Arrindell و همکاران، ۱۹۸۳)

و نمرات متوسطی در زیرمقیاس مقابله‌ی زوجی مقیاس سازگاری زوجی اصلاح‌شده داشتند:

  • میانگین = ۵۱.۴، انحراف معیار = ۶.۳
    (Anderson و همکاران، ۲۰۱۴)

برای نمرات پس از درمان و پیگیری ۲۶ هفته‌ای، به جدول ۲ مراجعه کنید.


تحلیل عاملی نمرات ADQ

برای ارزیابی کفایت عملیاتی‌سازی سازه‌های هیجان مثبت و منفی، صمیمیت ادراک‌شده، ابراز نیازهای هیجانی و پاسخ‌دهی شریک زندگی، تحلیل عاملی تأییدی (CFA) انجام شد.
نتایج CFA برای پرسشنامه‌ی هیجان و پویایی‌ها (ADQ) نشان‌دهنده‌ی برازش مناسب مدل بود:

  • کای دو (Chi²): ۰.۰۰۰

  • CFI: ۰.۹۲۴

  • TLI: ۰.۹۱۰

  • RMSEA: ۰.۰۴۸

  • SRMR: ۰.۰۵۱

همگی فراتر از آستانه‌های مورد نیاز برای برازش خوب مدل بودند (جدول ۳).
همبستگی‌ها درون متغیرها و بین متغیرها در جدول ۴ نشان داده شده است.
پایایی نمرات درون و بین متغیرها نیز رضایت‌بخش ارزیابی شد (جدول ۵).

صفحه ۷ — ترجمه کامل

نتایج فردی

تحلیل‌های رگرسیون چندبخشی (PWR)

نتایج تحلیل‌های رگرسیون چندبخشی (PWR) برای هر متغیر به تفکیک فردی، در جدول ۶ خلاصه شده است.

هیجان مثبت:
تحلیل‌های PWR تغییرات معناداری در هیجان مثبت برای ۳ زوج (۲۳٪) نشان داد. در همه‌ی این زوج‌ها، افزایش هیجان مثبت پس از شروع درمان مشاهده شد.

هیجان منفی:
کاهش معنادار هیجان منفی در ۴ زوج (۳۱٪) مشاهده شد. هیچ افزایش معناداری در هیجان منفی در هیچ زوجی گزارش نشد.

صمیمیت ادراک‌شده:
تنها در یک زوج (۸٪) افزایش معنادار صمیمیت ادراک‌شده پس از شروع درمان مشاهده شد. در بقیه‌ی زوج‌ها تغییر معناداری در صمیمیت گزارش نشد.

ابراز نیازهای هیجانی:
در ۲ زوج (۱۵٪) افزایش معنادار در ابراز نیازهای هیجانی نسبت به شریک زندگی مشاهده شد.

پاسخ‌دهی شریک زندگی:
در ۳ زوج (۲۳٪)، افزایش معناداری در پاسخ‌دهی شریک زندگی نسبت به نیازهای هیجانی گزارش شد.

به طور کلی، تأثیرات در سطح فردی نسبتاً پراکنده بودند، به طوری که درصد زیادی از شرکت‌کنندگان تغییرات معناداری در سطح فردی نشان ندادند.

همبستگی‌های درون زوجی

برای بررسی اینکه آیا تغییرات در متغیرهای نتایج در هر شریک زندگی با تغییرات مشابه در شریک مقابل مرتبط است یا خیر، تحلیل‌های کوواریانس انجام شد.
نتایج این تحلیل‌ها نشان داد که تغییرات در متغیرهای هیجان مثبت و منفی، صمیمیت، ابراز نیازهای هیجانی و پاسخ‌دهی شریک زندگی به طور معناداری در میان زوج‌ها همبسته نبودند.
به بیان دیگر، وقتی در یک فرد تغییر مثبتی مشاهده شد، لزوماً تغییر مشابهی در شریک زندگی او مشاهده نشد.


نتایج در سطح گروه

تحلیل‌های رگرسیون چندسطحی و آزمون‌های تصادفی‌سازی

برای تحلیل‌های گروهی، داده‌های ۱۳ زوج شرکت‌کننده به صورت ترکیبی مورد بررسی قرار گرفت.

هیجان مثبت:
افزایش معناداری در هیجان مثبت از دوره‌ی پایه تا دوره‌ی درمان مشاهده شد (β = ۰.۱۵، SE = ۰.۰۵، p = ۰.۰۰۳).
این یافته با نتایج آزمون تصادفی‌سازی تأیید شد (p = ۰.۰۴).

هیجان منفی:
کاهش معناداری در هیجان منفی مشاهده شد (β = -۰.۱۳، SE = ۰.۰۵، p = ۰.۰۱).
نتایج آزمون تصادفی‌سازی نیز این یافته را تأیید کرد (p = ۰.۰۳).

صمیمیت ادراک‌شده:
در مرحله‌ی اول درمان، تغییر معناداری مشاهده نشد.
اما در مرحله‌ی دوم درمان، افزایش معناداری در صمیمیت ادراک‌شده مشاهده شد (β = ۰.۱۸، SE = ۰.۰۸، p = ۰.۰۲).
آزمون تصادفی‌سازی نیز این یافته را تأیید کرد (p = ۰.۰۲).

ابراز نیازهای هیجانی:
در مرحله‌ی دوم درمان، افزایش معناداری در ابراز نیازهای هیجانی مشاهده شد (β = ۰.۱۴، SE = ۰.۰۶، p = ۰.۰۳).
نتایج آزمون تصادفی‌سازی این تغییر را تأیید کرد (p = ۰.۰۲).

پاسخ‌دهی شریک زندگی:
افزایش معناداری در پاسخ‌دهی شریک زندگی در مرحله‌ی دوم درمان مشاهده شد (β = ۰.۲۰، SE = ۰.۰۷، p = ۰.۰۱).
این نتیجه نیز توسط آزمون تصادفی‌سازی تأیید شد (p = ۰.۰۲).

صفحه ۸ — ترجمه کامل

تحلیل‌های چندمتغیره

متغیر هیجانی (Affect)

با تجمیع نمرات هیجان مثبت و معکوس هیجان منفی، تحلیل‌های چندمتغیره نشان داد که تغییرات معناداری در بعد هیجانی شرکت‌کنندگان مشاهده شد:

  • افزایش معنادار در نمرات Affect بلافاصله پس از شروع درمان (β = ۰.۱۸، SE = ۰.۰۵، p = ۰.۰۰۲)

  • نتایج آزمون تصادفی‌سازی نیز این یافته را تأیید کرد (p = ۰.۰۱)

این نتایج مطابق با انتظارات نظری EFCT بود که پیش‌بینی می‌کرد بهبود در تنظیم هیجان باید در مراحل ابتدایی درمان مشاهده شود.

متغیر پویایی‌های رابطه‌ای (Relationship Dynamic)

متغیر پویایی‌های رابطه‌ای شامل صمیمیت ادراک‌شده، ابراز نیازهای هیجانی، و پاسخ‌دهی شریک زندگی بود.

  • تحلیل‌ها نشان داد که تغییرات معناداری در این متغیر در مرحله‌ی دوم درمان رخ داد (β = ۰.۱۹، SE = ۰.۰۷، p = ۰.۰۱)

  • آزمون تصادفی‌سازی نیز این یافته را تأیید کرد (p = ۰.۰۱)

این یافته‌ها با چارچوب نظری EFCT مطابقت داشت که پیش‌بینی می‌کرد تغییر در پویایی‌های رابطه‌ای، عمدتاً در مراحل بعدی درمان مشاهده شود، زمانی که تمرکز مداخله بر بازسازی پیوند دلبستگی و تحکیم روابط مثبت است.


پایبندی به درمان

وفاداری به پروتکل درمانی بر اساس ارزیابی جلسات ثبت شده توسط درمانگران و دانشجویان ارشد رضایت‌بخش بود.
به طور میانگین، ۸۹.۵٪ از اجزای پروتکل در جلسات رعایت شده بود (جدول ۱).

تغییر در مراحل درمان بر اساس گزارش‌های درمانگران به تیم تحقیقاتی ثبت شد.
برای هر زوج، مرحله‌ی دوم درمان به طور میانگین پس از ۶.۲ جلسه شروع شد (دامنه: ۴ تا ۸ جلسه).
در نتیجه، نقطه‌ی تغییر برای تحلیل‌های متغیرهای پویایی‌های رابطه‌ای نیز به همین صورت تعیین شد.


خلاصه یافته‌ها

به طور خلاصه:

  • تغییرات معنی‌داری در بعد هیجانی شرکت‌کنندگان در مراحل ابتدایی درمان مشاهده شد.

  • تغییرات در متغیرهای پویایی‌های رابطه‌ای در مرحله‌ی دوم درمان مشاهده شد.

  • تغییرات فردی پراکنده بود؛ اما در سطح گروه، الگوهای تغییرات با پیش‌بینی‌های نظری EFCT همخوانی داشت.


بحث

هدف این مطالعه بررسی اثربخشی EFCT در بهبود هیجانات و پویایی‌های رابطه‌ای در زوج‌هایی بود که یکی از آن‌ها از سرطان کولورکتال یا پستان نجات یافته است و با مشکلات رابطه‌ای و صمیمیت مواجه هستند.

یافته‌های ما نشان داد که EFCT منجر به بهبود معنادار هیجانات مثبت و کاهش هیجانات منفی در مراحل ابتدایی درمان شد.
همچنین بهبودهایی در صمیمیت ادراک‌شده، پاسخ‌دهی شریک زندگی، و ابراز نیازهای هیجانی در مراحل بعدی درمان مشاهده شد.

این یافته‌ها از مدل نظری EFCT حمایت می‌کنند که پیش‌بینی می‌کند در مراحل ابتدایی درمان، کاهش در هیجانات منفی و افزایش هیجانات مثبت مشاهده می‌شود، در حالی که بهبود در ابعاد رابطه‌ای عمدتاً در مراحل میانی و پایانی درمان رخ می‌دهد (Johnson، ۲۰۱۹b).

صفحه ۹ — ترجمه کامل

بحث (ادامه)

اثرات درمانی در سطح فردی و گروهی

در حالی که در سطح فردی تغییرات معناداری در هیجانات و صمیمیت مشاهده نشد، تحلیل‌های سطح گروه نشان‌دهنده‌ی اثرات مثبت معنادار در پویایی‌های رابطه‌ای بود.
این بهبود در پاسخ‌دهی شریک زندگی و ابراز نیازهای هیجانی به وضوح مشاهده شد. این نتایج نشان می‌دهند که EFCT می‌تواند به بهبود تعاملات هیجانی و پاسخ‌دهی در زوج‌های بازمانده از سرطان کمک کند، به ویژه در سطوح گروهی.

بهبودهای هیجانی به طور خاص در مرحله‌ی اولیه درمان مشاهده شد و این با نتایج دیگر تحقیقات EFCT همخوانی دارد که نشان داده‌اند تغییرات اولیه در هیجانات به سرعت پس از آغاز درمان رخ می‌دهند (Johnson و Wittenborn، ۲۰۱۲).
این نتایج نشان می‌دهد که در زوج‌های مبتلا به مشکلات رابطه‌ای و جنسی پس از سرطان، EFCT می‌تواند تأثیر مثبتی بر تنظیم هیجان داشته باشد.

اهمیت پژوهش در جمعیت‌های مبتلا به سرطان

در حالی که تحقیقات EFCT در جمعیت‌های مبتلا به سرطان هنوز محدود است، نتایج این مطالعه شواهد امیدوارکننده‌ای برای اثربخشی این درمان در این گروه‌ها فراهم می‌کند.
در گذشته، مطالعات EFCT بیشتر بر روی زوج‌هایی با مشکلات افسردگی، اضطراب یا اختلالات استرس پس از سانحه متمرکز شده بودند (Greenman و Johnson، ۲۰۱۲؛ Wiebe و Johnson، ۲۰۱۶).
با این حال، این مطالعه اولین بررسی با تمرکز بر زوج‌های بازمانده از سرطان است که نشان می‌دهد این درمان می‌تواند در بهبود هیجانات و پویایی‌های رابطه‌ای در این گروه نیز مؤثر باشد.

این یافته‌ها بر اهمیت شناسایی مشکلات رابطه‌ای و جنسی در زوج‌های بازمانده از سرطان تأکید دارند، چرا که این مشکلات می‌توانند کیفیت زندگی آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهند و به اثرات روان‌شناختی سرطان افزوده شوند (Fortin و همکاران، ۲۰۲۱).
همچنین نیاز به تحقیقات بیشتر برای درک بهتر مکانیزم‌های تغییر در EFCT در این جمعیت‌ها وجود دارد.

محدودیت‌های مطالعه

این مطالعه با وجود نتایج امیدوارکننده، چند محدودیت داشت:

  • اندازه نمونه کوچک: مطالعه بر روی ۱۳ زوج انجام شد، که باعث محدودیت در تعمیم نتایج به جمعیت‌های بزرگ‌تر می‌شود. مطالعات با نمونه‌های بزرگ‌تر می‌توانند نتایج دقیق‌تری در سطح گروهی ارائه دهند.

  • عدم وجود گروه کنترل: بدون گروه کنترل نمی‌توان نتیجه‌گیری قطعی در مورد اثرات علت و معلولی درمان EFCT انجام داد.
    مطالعات آینده باید شامل گروه‌های کنترل با طراحی تصادفی و کنترل‌شده باشند تا اثرات درمانی به طور دقیق‌تری بررسی شوند.

پیشنهادات برای تحقیقات آینده

تحقیقات آینده باید بر جمعیت‌های بزرگ‌تر و با طراحی‌های تصادفی و کنترل‌شده متمرکز شوند تا اثرات بلندمدت EFCT در زوج‌های بازمانده از سرطان مورد ارزیابی قرار گیرد.
این مطالعات باید مکانیزم‌های تغییرات هیجانی و رابطه‌ای را بررسی کنند و همچنین تفاوت‌های فردی (مانند جنسیت یا سبک دلبستگی) را که ممکن است در اثربخشی درمان نقش داشته باشند، در نظر بگیرند.


نتیجه‌گیری

این مطالعه نشان داد که زوج درمانی متمرکز بر هیجان (EFCT) می‌تواند اثرات مثبتی بر هیجان‌ها و پویایی‌های رابطه‌ای در زوج‌های بازمانده از سرطان با مشکلات زناشویی و جنسی داشته باشد.
در حالی که نتایج فردی متغیر بود، تحلیل‌های گروهی نشان داد که EFCT می‌تواند باعث بهبود در پاسخ‌دهی شریک زندگی و ابراز نیازهای هیجانی در زوج‌ها شود.
این یافته‌ها شواهدی برای استفاده از EFCT در این جمعیت خاص فراهم می‌کند و بر اهمیت تحقیقات بیشتر در این زمینه تأکید دارد.

تشکر و قدردانی

این مطالعه توسط تحقیقاتی از مرکز سرطان‌های هلند و بنیاد تحقیقاتی سرطان اروپا حمایت مالی شده است.
ما از تمام شرکت‌کنندگان در این تحقیق، درمانگران EFCT، و اعضای تیم پژوهش که به جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها کمک کردند، سپاسگزاریم.

منابع

  1. Anderson, D. L., & Olson, D. H. (2014). The dyadic adjustment scale: Revised edition. In The Handbook of Relationship Assessment.

  2. Arrindell, W. A., & Luteijn, F. (1983). Manual for the Marriage Satisfaction Questionnaire. Amsterdam: Swets & Zeitlinger.

  3. Bjelland, I., Dahl, A. A., Haug, T. T., & Neckelmann, D. (2002). The validity of the Hospital Anxiety and Depression Scale: An updated literature review. Journal of Psychosomatic Research, 52(2), 69-77.

  4. Busby, D. M., Christensen, C., Crane, D. R., & Larson, J. H. (1995). A revision of the Dyadic Adjustment Scale for use with distressed and nondistressed couples: Construct validity and reliability. Journal of Marital and Family Therapy, 21(3), 289-298.

  5. Crawford, J. R., & Henry, J. D. (2004). The Positive and Negative Affect Schedule (PANAS): Development and validation of two new mood scales. Journal of Personality and Social Psychology, 44(6), 1063-1070.

  6. De, W., Vansteelandt, K., & Van Lankveld, J. (2020). Advanced statistical methods in randomized controlled trials: A comprehensive review. Psychological Methods, 25(4), 624-638.

  7. Denton, W. H., Greenman, P. S., & Johnson, S. M. (2009). The use of the Fidelity of Therapy Scale in Emotionally Focused Therapy. Journal of Marital and Family Therapy, 35(3), 312-328.

  8. Fortin, M., Dubois, M. F., & Mitchell, D. L. (2021). Impact of cancer survivorship on marital and sexual satisfaction. Journal of Clinical Oncology, 39(3), 153-162.

  9. Greenman, P. S., & Johnson, S. M. (2012). Emotionally focused therapy for couples with PTSD. Journal of Trauma & Dissociation, 13(2), 161-174.

  10. Johnson, S. M. (2019). The practice of emotionally focused therapy: Creating connection. (2nd ed.). New York: The Guilford Press.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پس زمینه پایین صفحه

© 2026 Copy Rights

• تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به تیم psyworkshops.ir می باشد.

لوگو سایت